مطالب مرتبط:
ماجرای ستارخان و طلاهای روسی (+صدا)
ماجرای ستارخان و طلاهای روسی/ بهایش را زن ستارخان پرداخت (+صدا)
عکس| سفر در زمان؛ کارت پستالی با تصویر کلنل لیاخوف روسی و نظامیان روس
کلید پیروزی علی اکبری از زبان فایتر روس
ویدیو| کری سنگین علی اکبری برای رقیب روس: یک روز وقت داری کمربند را تحویل بدهی/ کاری می کنم بازنشسته شوی و سراغ معلمی بروی!
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
شنبه، 24 مرداد 1405 ساعت 22:302026-08-15سياسي

ماجرای ستارخان و طلاهای روسی/ انتقامش را روس ها از زن ستارخان گرفتند (+صدا)


ستار با هوش ذاتی خود خیلی زود فهمیده بود که آن دو نفر در حال فرار هستند، اما از ترس گیر افتادن تصمیم گرفته اند در جایی پنهان شوند تا در موقع مقتضی به حسن آباد بازگردند.

- اما بالاخره باید به گونه ای خودش را ثابت می کرد تا دیگران بدانند خون خواهی برادرش را فراموش نکرده است.

با همین افکار کلنجار می رفت که چشمش به دو مرد هیکل دار و اسب سوار افتاد که به سویش می آمدند.

وقتی به کنارش رسیدند، نامش را پرسیدند و هنگامی که فهمیدند ستار، پسر حاج حسن است، خیالشان راحت شد.

از او خواستند اگر می تواند، آن ها را به جایی ببرد تا ساعتی استراحت کنند.

ستار ابتدا قصد داشت آن ها را به خانه خود ببرد، اما بعد دلش به این کار رضا نداد و آن ها را به باغ بزرگی به نام داش قاپی در بیرون شهر برد.

وقتی به آنجا رسیدند، آن دو سوار اسب هایشان را در باغ بستند و خودشان نیز به بالاخانه داخل باغ رفتند.

ستار هم همراهشان رفت.

این دو سوار، صمدخان و احمدخان، رؤسای خوانین حسن بیگلو بودند که قریه حسن آباد آذربایجان را در حکومت خود داشتند.

ستار با هوش ذاتی خود خیلی زود فهمیده بود که آن دو نفر در حال فرار هستند، اما از ترس گیر افتادن تصمیم گرفته اند در جایی پنهان شوند تا در موقع مقتضی به حسن آباد بازگردند.


برچسب ها: ستارخان - خود - باغ - اما - بالاخانه - خانه - حسن آباد
آخرین اخبار سرویس:

ماجرای ستارخان و طلاهای روسی/ انتقامش را روس ها از زن ستارخان گرفتند (+صدا)

ماجرای ستارخان و طلاهای روسی/ انتقامش را روس ها از زن ستارخان گرفتند (+صدا)