
باباچاهی جنون شعر داشتباباچاهی در شعر عاشق بود و جنون عجیبی داشت. - این شاعر پیشکسوت در پی درگذشت علی باباچاهی، شاعر و منتقد ادبی در گفت وگو با ایسنا بیان کرد: از شنیدن خبر درگذشت او به شدت غمگین شدم، در ابتدا به خودم، بعد خانواده باباچاهی و بعد به شعر ایران تسلیت می گویم. با وجود اینکه این همه بوی مرگ و مصیبت از جهان می آید برای من رفتن یک شاعر، سخت تر است. او سپس درباره آشنایی و دوستی اش با باباچاهی گفت: از زمانی که علی در مجلات شعر می نوشت با او آشنا بودم و شعر او را دوست داشتم، سال 1359 اولین بار که باباچاهی را دیدم، هر دو دبیر اخراجی بودیم؛ او در بوشهر و من در مسجدسلیمان. رفتم بوشهر و یک هفته آنجا میهمان علی باباچاهی و منوچهر آتشی بودم و پیمان دوستی مان آنجا بسته شد و خیلی با هم اخت شدیم و از آن روز تا همین حالا مرتب در ارتباط بودیم. علی پور افزود: علی دو سال بیشتر از من بزرگ تر نبود، اما با این وجود شعرهای اولین کتابش در بی تکیه گاهی را از حفظ می خواندم؛ من از آبشخور غوکان بدآواز می آیم و با من گفت وگوی مرغ های خانه بر دوشی ست که جفت خویش را در شیشه های آب می بینند و. او سپس خاطرنشان کرد: من ندیدم یا کمتر شاعری را دیدم که تمام عمرش را وقف کلمه کند. برچسب ها: علی باباچاهی - شاعر - دوست - درگذشت - منوچهر آتشی - بوشهر - دوستی |
آخرین اخبار سرویس: |