
پرچانه ای که حرف نزد، اما شهر را خنداند/ شاعری که در دکانش قافیه شدمحمدصادق تفکری، طنزنویس «توفیق» با تخلص «پرچانه»، مردی کم حرف بود که سال ها درد مردم را پشت پیشخوان دکانش به شعر بدل کرد و سرانجام همان جا پایان زندگی اش رقم خورد. - با طنزپردازان / 14 پرچانه ای که حرف نزد، اما شهر را خنداند/ شاعری که در دکانش قافیه شد محمدصادق تفکری، طنزنویس توفیق با تخلص پرچانه ، مردی کم حرف بود که سال ها درد مردم را پشت پیشخوان دکانش به شعر بدل کرد و سرانجام همان جا پایان زندگی اش رقم خورد. به گزارش خبرنگار مهر، محمدصادق تفکری از کهنه کارهای تحریریه مجله فکاهی توفیق بوده است که حضور پرفرازونشیبی نزدیک به نیم قرن در این مجله داشت و هر سه دوره انتشار آن را از سر گذراند. اگرچه تخلص او پرچانه بود و با نام های مستعاری چون زلم زینبو، سرورالشعرا و میرزاآقا نیز شناخته می شد، اما در واقعیت مردی بسیار کم حرف، گوشه گیر و با طبعی ملایم بود که در جلسات دوستانه با صبر و حوصله سخنان دیگران را تحمل می کرد و متلک ها را از زیر سبیل پرپشتش رد می کرد! او مغازه کوچکی در کوچه پشت مسجد و مدرسه سپهسالار (مدرسه عالی شهید مطهری فعلی) داشت که کسب وکار در آن ترکیبی از عطاری، آجیل فروشی، بقالی و فروش لوازم التحریر بود و هم زمان محل زندگی او محسوب می شد. برچسب ها: توفیق - پیشخوان - طنزنویس - زندگی - طنزپردازان - پایان - شاعری |
آخرین اخبار سرویس: |