
کارتن خواب ها چگونه در زمستان جان می دهند؟به ته رسیدن زندگی با یخ زدن و مردن از سرما، خیلی از چشم های کارتن خواب ها دور نیست. در زمستان های کارتن خوابی، مرگ، گرسنه و طمع کار، قدم به قدم، - توی ایام کارتن خوابی، بدترین روزای عمرم، زمستون بود. عجز تمام کارتن خوابا، توی فصل زمستون رو میشه. کارتن خوابی رو اصلا باید توی زمستون تعریف کنی. اعتیاد با کارتن خوابی خیلی فرق می کنه. کارتن خوابی، رنج مقدسه. دکه دار، لیوان چای را داد دست داوود و داوود، چای داغ را یک جا سر کشید. حنجره ای که از سرما سوخته بود، داغی چای را درک نمی کرد. آستین نازک بادگیرش را بالا زد و خالکوبی سبز رنگ روی استخوان مچش را نشانم داد. هر وقت با من کار داشتی، بیا پشت پاسگاه، بگو با داوود خال دار کار دارم. به گزارش تابناک به نقل از اعتماد، داوود، کارتن خواب پشت پاسگاه نعمت آباد بود. ظهر چهارشنبه که سوز باد پشت بند برف شب قبلش، آدم ها را مچاله می کرد، داوود، جایی نزدیک به مرز سرما زدگی، سطل های زباله خیابان آزادی را هم می زد که تکه ای پلاستیک، آلومینیوم و مقوا پیدا کند و به کول بکشد تا ایستگاه اتوبوس هایی که از میدان به سمت پاسگاه می رفت. کیسه اش باید در حدی پر می شد که پول یک گرم سورچه جور شود. گاراژدار، برای هر کیلو زباله درهم 12 هزار تومان می داد و هر گرم سورچه 600 هزار تومان بود. برچسب ها: کارتن خواب - کارتن خوابی - خواب - کارتن خواب ها - پاسگاه نعمت آباد - پاسگاه - زمستان |
آخرین اخبار سرویس: |