
گره زدن دو جهان متفاوت و بازیگران نسل های مختلف در «هزار و یک شب»قصه مشهور هزار و یک شب، ستون فیلمنامه سریال به حساب می آید که گره زده شدن آن به جهان معاصر کنجکاوی را برمی انگیزد. هر چه سریال جلوتر می رود، - به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، قالب سریال هزار و یک شب ، قالب مناسبی برای روایت داستان های موازی دارد که مصطفی کیایی از آن سود برده است. در یک سو، داستانک هایی قرار دارند که باید به موازات یکدیگر پیش رفته و به تنه اصلی فیلمنامه گره زده شوند و در سوی دیگر، جهانی موازی قرار دارد که زمان و آشیان حلقه اتصال آن با جهان امروز هستند. پیش بردن همه اینها در کنار یکدیگر و جا انداختن آن برای مخاطب، نیاز به زمان داشته و هزار و یک شب نیز از این قاعده مستثنی نیست. اتفاقی که از قسمت ششم تا دهم با شیبی ملایم رخ داده و سریال با ریتم بهتری پیش می رود. علاقه عجیب و نامعقول سمیر تجنگی به نیلوفر که در پایان قسمت پنجم به یک نقطه عطف درخشان با درونمایه پاپوش دوختن و خیانت ختم می شود، پیچ مناسبی به فیلمنامه هزار و یک شب بخشیده و آن را وارد فضای متفاوتی می کند. چه به لحاظ داستانی و چه از نظر جغرافیایی که برای مخاطب، جذابیت های بصری هم دارد. طاها نیز به عنوان شخصیتی مکمل، نقش پررنگ تری پیدا کرده و همراه عمویش تجنگی و نیلوفر یک مثلث عشقی را می سازند که با اضافه شدن سروش به یک مربع تبدیل می شود. برچسب ها: هزار و یک شب - سریال - یک شب - هزار - فیلمنامه - جهان - داستان |
آخرین اخبار سرویس: |