
آیا عرفان با حکومت قابل جمع است؟سخن در این است که چقدر می توانیم از عرفان به عنوان جان مایه حکومت و نظام و سیاست سخن بگوییم. آیا اصلاً سیاست این طاقت و تحمل را دارد که بتواند حقایق ملکوتی را در جان خودش داشته باشد و به حق این را به انتشار جهانی تبدیل کند؟ ظرفیت جامعه، - حکومت و سیاست چیست و کدام است؟ است که در همایش بین المللی نقش اندیشه های عرفانی امام خمینی (س) در شکل گیری انقلاب اسلامی ایران ایراد شده که وی به تبیین رابطه بین عرفان و سیاست پرداخته است: از دیرباز این مسئله وجود داشت که با توجه به این که امام (رضوان الله علیه) یک شخصیت جامع بود، و هم عارف و حکیم بود و هم متکلم و فقیه و سیاست مدار بود، نظام و این حکومت را بر چه مبنایی پیش می برد. به عقیده امام، چیزی که جان مایه سیاست و حکومت و نظام اسلامی است، جمهوری اسلامی بود و نه چیز دیگر. سخن از جمهوری اسلامی فراوان است؛ اما سخن از این که نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، کم تر گفته می شود. یا اصلاً گفته نمی شود و این بسیار معنادار بود که امام بر آن اصرار می ورزید. آن معنا و آن محتوا و روحی که در این قالب نظام سیاسی بناست حضور داشته باشد و این نظام سیاسی بناست آن را پیاده کند، چیست؟ آیا فقاهت است یا حکمت یا معرفت عرفانی؟ آیا امام آمده است انسان ها را به اوج سعادت انسانی برساند و جایگاه انسان را در مکانت برتر ببی برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |