مطالب مرتبط:
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
چهارشنبه، 3 خرداد 1402 ساعت 17:112023-05-24اجتماعي

عاشق نشدی خانم، دیوانه چه می دانی؟!

عاشق نشدی خانم، دیوانه چه می دانی؟!

 گاهی اوقات، رزق، یک استکان چای است که وقتی سر به هوا داری از کنار چایخانه ی حضرت رضا (ع) رد می شوی قسمتت می شود.

می پرسی: امروز چایخانه دست کدام موکب است؟ و به جای جواب، یک استکان چای لب سوز دستت می دهند و می گویند: بفرما! اینجا و در صحن کوثر، خادم ها برای خدمت دنبال بهانه می گردند و چه بهانه ای بهتر از یک زائر که مسیر رسیدن به ضریح را گم کرده باشد.

استکان چای را از دست خادم می گیرم و یکهو غیب می شود.

همه در حال دویدن اند.

آرام و بی سروصدا توی چایخانه سرک می کشم.

هیچ کس حواسش به من نیست.

دو نفر زمین را جارو می زنند و سه نفر آب می کشند.

دور تا دور چایخانه هم هر کسی دستش می رسد برای رساندن پذیرایی به دست زوار، کاری می کند.

اما این موکب با بقیه ی موکب ها خیلی فرق دارد.

یک فرق اساسی.

چای را برای خودی ها نگه داشته اند و به مردم کیک و آب هندوانه می دهند! بیرون می روم.

کمی آنطرف تر هم که پر از لیوان های شربت موهیتوست! با خنده به تابلوی چایخانه نگاه می کنم و دنبال یکی از خادم ها که سرشلوغ تر به نظر می آید و سن و سال دارتر است می دوم.

لباس سبز چمنی خدمت پوشیده و موی سر و محاسنش سفید است.

می گویم: حاج آقا، شما از کجا آمده اید؟ چایخانه حضرتی را تبدیل به کافه کرده اید ها!     کارت خبرنگاری را که از گردنم آویزان می بیند دستپاچه جلو می آید: حالا این بد است یا خ


برچسب ها:
آخرین اخبار سرویس:

عاشق نشدی خانم، دیوانه چه می دانی؟!

عاشق نشدی خانم، دیوانه چه می دانی؟!