مطالب مرتبط:
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
سه شنبه، 2 خرداد 1402 ساعت 15:192023-05-23سياسي

«من میترا نیستم»!/ این پویش صدای دخترهایی است که از امید دم زدند!


چند نفری دست به قلم شده بودند تا از زینب بنویسند، اما مادر لب بسته بود.

دست آخر مادر، دلش فقط و فقط با نویسنده جوان «معصومه رامهرزی» نرم شد و بس.

- گروه زندگی_هانیه ناصری:رویدادهایی از دنیای رنگارنگ فرهنگ و ادب.

مثل  پویش به رسم زینب در کنار جشن 62000 تایی شدن کتاب من میترا نیستم   فرصتی شد تا پای حرف های معصومه رامهرمزی ، نویسنده کتاب من میترا نیستم بنشینیم.

او امدادگر دوران دفاع مقدس است که از سال 59 و از سن  14 سالگی قدم به عرصه مقاومت و ایثار گذاشت و این روزها با سلاح قلم، پشتیبان سنگر اسلام و انقلاب است.

آشنایی او با زینب کمایی به همان روزهای امدادگری و حضور در جبهه ها بر می گردد.

البته خود زینب را ندیده بود.

مینا و مهری را می شناخت.

دو خواهر زینب که امدادگر و در عملیات فتح المبین در بیمارستان شهدای شوش با او مشغول به خدمت بودند.

وقتی زینب شهید شد 4 نفر از اعضای خانواده اش در جبهه بودند؛ دو خواهر و دو برادر.

این طور که می گوید نوشتن از سرگذشت زینب برایش بسیار سخت بود.

به خصوص شنیدن و گفتن از روزهای آخر، از همان سه روز مفقود شدنش.

چند نفری هم دست به قلم شده بودند تا از زینب بنویسند، اما چاره ای نبود! مادر دلش فقط و فقط با معصومه بود و بس.


برچسب ها:
آخرین اخبار سرویس:

«من میترا نیستم»!/ این پویش صدای دخترهایی است که از امید دم زدند!

«من میترا نیستم»!/ این پویش صدای دخترهایی است که از امید دم زدند!