
جامعه بی قانون فقیر استماییم و حقیقت. ماییم و واقعیت. ماییم و انسانیت. گریزی نیست. نمی توان در کالبد انسان، حیوانی زیست و تاوان نداد. عالم تو را به ترازوی انسان می سنجد و دروغ بستن تو به انسان را از کفه داشته هایت کسر می کند. - اینجا حقیقت زلال است. ما به خود پیچیدیم و کدر شدیم. فارس پلاس؛ سعید توتونکار در یادداشتی نوشت: تماشای بی تابی های مادر شهید الداغی دل سنگ می خواست که آب نشود. مادر می گفت و می گفت که باور نداشت ضرورت فدا شدن را، قربانی دادن را تا این که خداوند فرزند برومندش را به تاج شهادت مفتخر ساخت. این ناباوری مادر، یک علامت سؤال بزرگ پیش روی همه ماست. بسیاری از ما جامعه را مجمع الجزایری از انسان ها می دانیم که هر گاه و هر جا و هر چه و هر طور بخواهند تفاهم و توافق و تعامل می کنند و اگر نخواهند در کناره ای دور و دنج گذر ایام و نمایش پی در پی حوادث را تماشا می کنند. جهان اقیانوسی از قواعد پیش فرض است که قضا و قدر را معنی می کند. در نظام جبر و اختیار، هر کنشی، واکنشی تعیین شده دارد. انسان انتخاب می کند و پاسخ را به منظومه کنش ها و واکنش های علت و اسباب پیچیده جهان می سپارد. همچون سؤالی که در انتظار پاسخ آنی. هر چه در انتخاب آزادی؛ لکن در دریافت جواب مجبوری. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |