
اینجا همه چشم به راهندشب از نیمه گذشته است و تیرگی از در و دیوار سرک می کشد. سایه مبهم دو نفر روی دیوار اتاقک نگهبانی که در حال فرار هستند و سایه مردی خمیده با لباسی پاره و وصله دار، - حکایت از آشفتگی سرنوشت پیرمرد رها شده دارد. این غمگین ترین سکانس زندگی پیرمردی است که 5 فرزند دارد، اما این طور در خلوت شبانه رها می شود. به گزارش ایسنا، روزنامه ایران نوشت: مثل همان شب بی ستاره، بی چراغ، بی صدا که شوم ترین لحظه سرنوشتش رقم خورد. همان شب که خودش را با خشم از دیوار خانه بالا کشید تا به زور وارد خانه شده و زنش را کتک بزند. دعوایی که عاقبت به مرگ زن بیچاره و محکومیت او به قصاص انجامید. تکلیف 5 فرزند هم روشن بود؛ بدون پدر، بی مادر و رانده شده از همه جا. حادثه ای که 25 سال سبب تیرگی روشن ترین روزهایشان شد. او حالا به طور اتفاقی به همت یک نیکوکار ناشناس با پرداخت دیه و رضایت اولیای دم، طعم آزادی را چشیده و آزاد شده است. اما فرزندانش او را نمی پذیرند. آنها پیرمرد را مایه سرشکستگی شان می دانند و شبانه در مقابل یک مرکز نگهداری سالمندان رها می کنند. این پایان غم انگیز زندگی مردی است که از دالان سیاه سرگذشتش وارد معبر تاریک دیگری شده است. کسی دوستش ندارد و هیچ کس منتظرش نیست. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |