
کابوس های دختر عاشق پیشه از روز سیاهکابوس های روز سیاه دختر عاشق پیشه در خلوت جوان مورد علاقه اش تا جایی پیش رفت که دخترک را پریشان کرد، او به فکر نبودن و خودکشی افتاد و اگر مادرش نبود فاجعه ای رخ می داد. به گزارش ایران، مهشید 13 ساله هر روز به مدرسه می رفت، با تعطیلی مدرسه نیمی از مسیر را با همکلاسی هایش بود و بعد از جدایی از مسیر دوستانش به تنهایی به خانه بازمی گشت. همه چیز خوب پیش می رفت و مهشید بیشتر اوقاتش را سرگرم درس خواندن بود تا اینکه چندی قبل وقتی از مدرسه به خانه بازمی گشت کارگر ساختمان روبه روی خانه شان را دید. کارگر ساختمان نیمه کاره پسر خوش چهره و زیبایی بود و مهشید وقتی از جلوی این پسر جوان عبور کرد، نگاهش به نگاه پسر جوان گره خورد و این روز فراموش نشدنی برای مهشید بعد از گذشت زمان به تلخ ترین روز زندگی اش تبدیل شد. مهشید داخل خانه شد اما ذهنش بیرون خانه و پیش کارگر ساختمان بود اما سعی کرد با درس خواندن و انجام کارهای خانه کنار مادرش نگاه های پسر جوان را فراموش کند ولی فردا صبح وقتی برای رفتن به مدرسه از خانه خارج شد ابتدا یک نگاه کلی به ساختمان نیمه کاره انداخت و بعد به مدرسه رفت و گاهی اوقات در سر کلاس نیز فکرش درگیر پسر جوان می شد. ظهر مدرسه تعطیل شد و دختر 13 ساله به سمت خانه آمد و این در حالی بود که هرچه به خانه نزدیک تر می شد دلشوره به دلش می افتاد برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |