
شهید برونسی، چطور از دست این زن فرار کرد؟در ماجرایی از شهید برونسی نقل شده که می گوید: استوار به من گفت: بیا پایین و خودش رفت زنگ آن خانه را زد و بعد به من گفت: تو از این به بعد در اختیار صاحب این خانه هستی. - به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، عبدالحسین برونسی از اهالی نیشابور، شغلش بنایی ساختمان بود و روزی حلالش را با دستان گِلی در می آورد. با آغاز جنگ برونسی در حالی که خانه ای پرجمعیت را اداره می کرد، نتوانست نسبت به آنچه در جبهه های جنوب می گذرد، بی تفاوت باشد. عبدالحسین به خیل مجاهدان در راه خدا پیوست و سرانجام در 23 اسفند سال 63 و در عملیات بدر هنگامی که فرماندهی تیپ 18 جوادالائمه را بر عهده داشت، به شهادت رسید. آنچه می خوانید خاطره ای است از دوران جوانی این شهید عزیز در سال های قبل از پیروزی انقلاب و دوران ستمشاهی است که از زبان خودش روایت می کند: شهید عبدالحسین برونسی بعد از اتمام دوره آموزشی، هنوز کار تقسیم، شروع نشده بود که فرمانده پادگان خودش آمد مابین بچه ها و به قیافه ها به دقت نگاه می کرد و دو ـ سه نفر من جمله من را انتخاب کرد و به بیرون صف برد. من قد بلندی داشتم و به قول بچه ها، هیکل ورزیده و در عوض، قیافه روستایی و مظلومی داشتم. خلاصه ما را عقب یک جیپ سوار کردند همراه یک استوار و رفتیم بیرجند. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |