
شبی که خدا دست به قلم می شود/ احیای زنانه از دیروز تا امروزخبرگزاری فارس-همدان، سولماز عنایتی: یک روزِ به زمهریر رسیده همدان، مابین روزمرگی های دانش آموزی، از بیخ دلم برای اولین بار هوای حضور در مراسم شب های قدر را کردم. تا پیش از این مراسم شب قدر در خانه ما به مدد مفاتیح و تلویزیون برگزار می شد و مادر جلوی تلویزیون چمباتمه می زد و قرآن بر سر می گرفت و گوله گوله اشک می ریخت. اما هوای به سرم نشسته آن شب، هوای خانه ماندن و دعا کردن نبود. سودای سر و تمنای دلم را با مادر در میان گذاشتم، او هم دست به تلفن با خانم جلسه ای محل که از آن خانم های پویا و معروف بود تماس گرفت و موضوع را در میان گذاشت. فرکانس های آسمانی دردسرتان ندهم، از این تماس به آن تماس، فرکانس ها حامل پیام دلم شدند و خلاصه جمعی از اهالی خانم محله با هماهنگی ماشین دعوت شدیم به مجلس زنانه شب قدر در منزل یکی از معروفین شهر. قول و قرارمان ساعت 9. 30 شب سر کوچه بود، عقربه ها دور می زدند و من دنبال آنها دور خانه را می چرخیدم و پای حساب و کتاب را وسط می کشیدم تا انتظار به سر رسید و عقربه کوچکه روی ساعت 9 نشست. نشستن عقربه همانا و حاضر به یراق شدن من هم همانا، لباس پوشیده این پا و آن پا می کردم و هر چند دقیقه یکبار مادر را صدا می زدم و می گفتم: حاضری مادر! با اصرارم زودتر از ساعت قرار، سر کوچه فرود آمدیم و ماشین منتظر را دیدیم، کیفور شدم و اولین برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |