مطالب مرتبط:
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
پنجشنبه، 17 فروردین 1402 ساعت 16:552023-04-06فرهنگي

کیومرث پوراحمد ؛ هنر هم نجاتش نداد، لعنت به این واقعیت ...


کاش حوالی خونه ی کیومرث پوراحمد درخت توت بود.

کاش طنابش رو می برد که به اون درخت ببنده.

کاش موقع بستن طناب، دستش به یه توت می خورد.

کاش می نشست به خوردن توت های نرم و شیرین.

- پوراحمد با هر موضوعی شوخی می کرد حتی با قد بلند خودش، از نکته هایی که در این باره همواره تعریف می کرد این بود که: در اصفهان به میوه فروشی رفتم.

به فروشنده گفتم پرتقال درشت تر ندارید؟ گفت درشته، بشین می بینی!  شاید به دلیل وجود این دو ویژگی همزمان در او بود که مجموعه قصه های مجید تا این اندازه هم شیرین است و هم دردمند.

هم عمیق و سنگین است، هم سبکبال و رها.

حال اگر یک نگاه به دیگر فیلم های شاخص او بیندازیم و از این منظر نگاه کنیم رد پایی از این خصوصیت توامان را می توان پیدا کرد برای مثال: آلبوم تمبر، به خاطر هانیه، شب یلدا، خواهران غریب و حتی سریال پلیسی سرنخ.

یک سکانس بیادماندنی در فیلم ماندگار شب یلدا وجود دارد که شخصیت حامد (محمدرضا فروتن) برای روز تولد دخترش تولد گرفته است اما دخترش همره با مادرش در خارج از کشور است و او تنها خودش این مراسم را برگزار می کند، لحظه ای پلیس در می زند و حامد از پشت پنجره فریاد می زند: چیه برادر؟! جشن تولده.

ممنوعه؟ زن بی حجاب نداریم، زن با حجابم نداریم.


برچسب ها:
آخرین اخبار سرویس:

کیومرث پوراحمد ؛ هنر هم نجاتش نداد، لعنت به این واقعیت ...

کیومرث پوراحمد ؛ هنر هم نجاتش نداد، لعنت به این واقعیت ...