مطالب مرتبط:
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
سه شنبه، 8 فروردین 1402 ساعت 13:462023-03-28سياسي

این جوان ریش خرمایی کیست؟/ فرمانده ی مو بوری که لقبش «عقرب زرد» بود


یک نوزاد سرخ و سفید بود؛ با موهای ریز زرد و بور که شاخ روی کله ی کوچکش ایستاده بود.

وقتی پدرش بغلش گرفت تا اولین اذان را زیر گوشش بخواند با چشم های آبی و درخشانش توی صورتش خندید.

پدر هم که با دیدن زلال چشم های علی یاد فرات و تشنگی سید الشهدا (ع) افتاده بود، پسرش را نذر کرد که سقا شود!     آن روزها توی همدان این نذرها رسم نبود.

اصلا از آن جا که خانه ی پدری علی بود تا علقمه و کربلا آن قدر راه بود که این نذر از سرش بیفتد.

صدام هم که تمام راه های رسیدن به کربلا را بسته بود و بهانه ی خوبی بود برای جا ماندن از قافله ی سیدالشهدا (ع) و تکرار زمزمه ی یا لیتنا کنا معکم و نفوز فوزاً عظیما .

اما مگر می شد سقای علمدار نتواند خودش را به خیمه ی حسین (ع) برساند؟ علی بزرگ می شد؛ مثل بذری که سینه ی خاک را برای نخلی تنومند شدن می شکافد و سرش را به آسمان می رسانَد.

سر نترسی داشت سقا و شده به قیمت سرخی خونش، دنبال رسیدن به کربلا بود.

فرمانده ی نوزده ساله سن و سالی نداشت که برای علمداری، سرش را سپرد به خدا و خودش را رساند به جبهه ی مهران.

بیشتر از خودش می فهمید! عاقله مردی بود در کالبد پسری نوجوان که تازه پشت لبش سبز شده.


برچسب ها:
آخرین اخبار سرویس:

این جوان ریش خرمایی کیست؟/ فرمانده ی مو بوری که لقبش «عقرب زرد» بود

این جوان ریش خرمایی کیست؟/ فرمانده ی مو بوری که لقبش «عقرب زرد» بود