
«ننه حسن» مادری که برکت اردوهای راهیان نور است/ از حضور ناگهانی در باند پرواز دل ها تا دعوتی که از سمت شهدا رقم خوردهمانطور که دستانم را زیر چانه گذاشته ام و همسفر خاطرات یکی از خادمین اردوی راهیان نور دانشجویی شده ام، به یاد صحبت های همسفرمان ننه حسن می افتم که می گفت: - خبرگزاری فارس اصفهان؛ قرار بود این گزارش روایتی از سفرم به سرزمین آسمان پس از یک سال دوری باشد و حتی مقدمه آن را در روزهای قبل از سفر آماده کرده و از این نوشته بودم که این روزها مدام زیر لب زمزمه می کنم راهی میشم به سوی خاک آسمونی که داره عطر مهربونی. از ذوقی نوشته بودم که قرار است بعد از یک سال دوری، جسم و روحم را راهی معراج الشهدا کنم تا بازهم عهدی تازه با آن ها ببندم. از این نوشته بودم که قرار است شب نیمه شعبان را در سرزمینی سپری کنم که قدمگاه مردان آسمانی بوده. اما تقدیر برایم اتفاق دیگری رقم زد؛ هرکس که می فهمید جا ماندم می گفت همین که نیت آمدن داشتی زیارت به اسمت نوشته شده و ناراحت نباش ولی همه می دانیم که این حرف ها تعارفی بیش نیست، تعارف هایی که سعی می کنیم بی لیاقتی هایمان را به اسم آن جا بزنیم. حرف در این باره زیاد دارم و داستانش، خود یک گزارش جدا می خواهد و شاید روزی درباره آن نوشتم. از این جا ماندن ها بگذریم؛ تلخ بود و هنوز هم هست ولی نمی خواهم بی لیاقتی من باعث شود که حس و حال سفری به بلندا و عظمت راهیان نور ثبت نشود و برای ثبت این لحظات تصمیم گرفتم به سراغ کسی برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |