
پای فقر در کفش کروناچند قدمی جلوتر می آید و می گوید چند بچه یتیم دارم، چند روزی است که گرسنه هستند، اگر می شود کمک کن، کمی صبر می کند و می گوید: کمک نمیکنی یک لیوان آب بده، گلویم خشک شده، درب را نیمه باز می گذارم و با لیوان آب بر می گردم، اسکناسی را به سمتش دراز می کنم آب را می خورد و می گوید: هزار تومانم پوله تو این دوره زمونه؟ لایق آقایی مثل شما نیست که اینقدر به فقیر کمک کنی. لیوان را سر می کشد و پشت سرش چند سرفه می کند، یاد ویروس کرونا می افتم که این روزها در 120 کشور جهان بی دعوت به خانه های بیش از 115 هزار نفر پا گذاشته که بیشترین دلیل آن نیز عدم توجه به هشدارهای بهداشتی، رفت و آمد گسترده در معابر است. در فکر کرونا بودم که متکدی بی آنکه چیزی بگوید به سراغ خانه دیگر رفت؛ می پرسم این چندمین درب خانه ای است که امروز می زنی؟ اخمی تحویلم می دهد و مشخص است که رغبتی به حرف زدن ندارد. به سراغ درب دیگری می رود با باز کردن آن توسط همسایه همان هایی را که به من گفت را به او می گوید اما او درب را می بندد و کمکی نمی کند. این بار به سراغ متکدی می روم با اصرار و تطمیع او با کمک بیشتر لب به سخن می گشاید، از گفتن اسم و محل زندگی اش که طفره می رود و می گوید پسر و دختری دارم و در حاشیه شهر زندگی می کنیم و پسرم چند روز گذشته هم با تعطیلی مدرسه همانند تابستان در سرچهارراه ها و خ برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |