
مین، یکی از هزار درد جنگمین ها هیچ توجهی به سن و سال و حال و روز قربانیان شان ندارند. رَغَد در راه مدرسه روبه روی خانه شان کشته شد. گشین و 6 همبازی اش زیر درخت روستا، نزدیک پایگاه نظامی متروکه. - دانا یوسفی، محمدهادی، بهزاد، ابراهیم و فرشاد یعقوبی، سعید نیازی، محمدامین قالبی حاجیوند، شایان فرجی. برای مین ها هیچ فرقی نمی کند که این بچه ها چه آرزوهایی داشتند؛ یا بعد از مرگ پدران و مادران، خرج خانواده چگونه تأمین می شود. به گزارش ایسنا، روزنامه شهروند نوشت: یکی از تخریب چی هایی که هنوز در زمین های آلوده ایلام مین جمع می کند یکی، دو سال پیش آمده بود تهران. تعریف می کرد در رفت و آمدش در پایتخت یک راننده تاکسی از شغلش پرسیده. راننده پس از شنیدن پاسخ حیرت کرده بود که جنگ که خیلی وقت است تمام شده ؛ پس از آن ماشین را کنار زده و یک ساعتی گپ زده بودند. تخریب چی مو به مو داستان مین ها را برایش گفته بود که هنوز در پنج استان غرب و جنوب غرب قربانی می گیرد. هر برف و بارانی زیر زمین می خزند و در بهارها و پاییزهایی که انتظارش را نداریم ناگهان با انفجاری دوباره جنگیدن از سر می گیرند. اما جنگ خیلی وقت است تمام شده . درست سی و یک سال پیش. اما دو روز پیش عمویی بر اثر انفجار مین در غرب کرخه جان داد و سه برادرزاده کوچکش مجروح شدند. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |