مطالب مرتبط:
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
یکشنبه، 10 آذر 1398 ساعت 04:502019-12-01سياسي

روایتی از حضور کوچکترین نیروی ایرانی در منطقه جنگی


کنار سفره منتظر آمدن حاج حمید نشسته بودم و چشمان خود را به در دوخته بودم با دقت به صداهایی که می آمد گوش می دادم به امید اینکه خبری از آمدن حاج حمید بشود.

- به گزارش ایسنا، پروین مرادی همسر سردار شهید مدافع حرم از نوابغ اطلاعات و عملیات از شب عید روزهای جنگ روایت می کند: اطلاع داده بودند که حاج حمید شب عید از جبهه به خانه خواهد آمد.

من هم زودتر از همیشه از ستاد مقاومت به کیانپارس رفتم و مشغول کارهای خانه از جمله خرید و پختن شام شب عید شدم.

همه چیز آماده شده بود ولی از آمدن حاج حمید خبری نبود.

سفره را پهن کردم قابلمه پلو را کنار سفره گذاشتم ماهیتابه که ماهی شب عید را سرخ کرده بودم هم کنار سفره قرار دادم.

دخترم مریم به خواب رفته بود.

من هم کنار سفره منتظر آمدن حاج حمید نشسته بودم و چشمان خود را به در دوخته بودم با دقت به صداهایی که می آمد گوش می دادم به امید اینکه خبری از آمدن حاج حمید بشود.

ناگهان با صدای اذان صبح از خواب پریدم نگاهی به اطراف کردم سفره شام پهن بود و حاج حمید هم نیامده بود و منهم نشسته کنار سفره به خواب رفته بودم.

بعداز خواندن نماز صبح در حالی که از آمدن حاج حمید نا امید شده بودم به رخت خواب رفتم هنوز چشمانم گرم نشده بود که صدای حاج حمید را شنیدم که گفت: سلام بیداری؟ بلافاصله از جایم بلند شدم و سلام کردم و پرسیدم: چرا د


برچسب ها:
آخرین اخبار سرویس:

روایتی از حضور کوچکترین نیروی ایرانی در منطقه جنگی

روایتی از حضور کوچکترین نیروی ایرانی در منطقه جنگی