مطالب مرتبط:
تنگسیر، تنهای پر هیاهو/ تحمیل شدن بهروز وثوقی به کارگردان
بهروز وثوقی و پورشه 928 شخصی اش در آمریکا در دهه 60
تصویری قدیمی از بهروز وثوقی در کنار خودروی شخصی اش در آمریکا + عکس
لحظه ای از زمان؛ آرش، بهروز وثوقی و مونیکا بلوچی در سال 90
یادگاری از دهه 50؛ ژست بوکسوری عارف و بهروز وثوقی در جوانی
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
دوشنبه، 11 آبان 1405 ساعت 23:052026-11-02ورزشي

تنگسیر، تنهای پر هیاهو/ تحمیل شدن بهروز وثوقی به کارگردان (+صدا)


صدا قوی تر شد.

از داخل درخت بود.

زار ممد که ادعا داشت فقط از خدا می ترسه بدجوری قالب تهی کرده بود.

- عصر ایران ؛ علی نجومی ــ تصمیم سرنوشت ساز دم دمای غروب تفتیده بوشهر، زار ممد یک دفعه و بی خبر توی دکان خالو سر وکله اش پیدا شد.

زار ممد: نخسته خالوخالو: سلام به روی ماهت محمد.

چه طوری بیبیخبر راه گم کردی؟ زار ممد: ما که همیشه زیر سایه تیم خالوخالو: زیر علم سید الشهدا باشی چرا برزخی؟زار ممد: نه خوبم آمدم دو کلوم حرف حساب بزنیم.

خالو: دیگه داشتم جمع و جور می کردم به موقع آمدی نمی خوای بریم منزل پادکست را اینجا بشنوید           زار ممد: نه همین جا خوبه خیلی وقت تو نمی گیرم.

خالو تو از چند و چون زندگی مو با خبری شهرو دخترت زنمه خودمت خالومی.

حق پدری به گردنم داری.

می دانی دسترنج 20 سال کار کردن و عرق ریختن و سگدو زدن منو این کریم و گنده رجب از خدا بی خبر خوردن یک اب هم روش.

خالو: آره پسرم به خدا که با خبرم.

زار ممد: خودت می دونی یک ساله بابت پولی که بهشون دادم برایم  به کار بندازن.

آواره کوچه های شهرم.

یک ساله می گن پولت سوخت شد.

حسین بزنه کمرشون این ها روز به روز گردن کلفت تر شدن چه طور فقط پول ما سوخت شد.

کار به جایی رسیده خالو آبرو برای مو تو شهر نمونده دیگه نمی تونم سرمو بالا بگیرم اما دیگه بسه مو اگه همین طور بخوام ادامه بدم مجنون میشم و کارم به بÛ


برچسب ها: زار - کار - دیگه - بهروز وثوقی - سید الشهدا - گردن کلفت - خدا
آخرین اخبار سرویس:

تنگسیر، تنهای پر هیاهو/ تحمیل شدن بهروز وثوقی به کارگردان (+صدا)

تنگسیر، تنهای پر هیاهو/ تحمیل شدن بهروز وثوقی به کارگردان (+صدا)