
10 روایت از زندگی کودکان جانباز جنگ 40روزهاین 10 کودک از مرگ نجات یافتند، برای بعضی از آنها، هر قدم، هر بار رفتن به مدرسه و هر شب خوابیدن، بخشی از مسیری دشوار برای بازگشت به زندگی است؛ - مسیری که بدون درمان مداوم، حمایت روانی و پشتیبانی از خانواده هایشان کامل نمی شود. جنگ برای این کودکان، هنوز در بدن های مجروح، خاطرات هراس آور و کودکی ازدست رفته ادامه دارد. زهرا جعفرزاده روزنامه شرق داستان، جانبازی 10 کودک است؛ کودکان 10 تا 13 سال که از نهم اسفند در جریان جنگ 40 روزه موشک به خانه یا نزدیک خانه، در خیابان و ورزشگاه بر سرشان بارید؛ تکه تکه شد و به بدن کوچک و نحیفشان اصابت کرد. به صورتشان خورد و چشم ها را نابینا و گوش ها را ناشنوا کرد، به سر خورد و مغزشان را مصدوم کرد، به روده و معده و مثانه و کلیه خورد و از کار انداختشان. به رحم و ریه خورد و زمین گیرشان کرد، به پا خورد و معلولشان کرد. این 10 نفر که در ماه های گذشته کم و بیش روایت هایی از آنها در رسانه ها منتشر شده، وضعیت خوبی ندارند؛ نه جسمی و نه روحی. تعداد کمی از آنها به مدرسه رفته اند، مثل آنیتا. اما خیلی های دیگر مثل معصومه که در بیمارستان بستری است یا امیرمحمد و میرسالار، با پای باندپیچی شده و وصله پینه شده با ابزار پزشکی، در گوشه اتاق چشم انتظار کسی یا خبری هستند، یا مثل نازنین زهرا که ترس از مدرسه رفتن دارد و کیانا که من برچسب ها: کودکان - ادامه دارد - هراس آور - مدرسه - کرد - نازنین - کودک |
آخرین اخبار سرویس: |