
مردی که باید او را به اندازه اینشتین می شناختیمکلود شانون؛ تمام جهان دیجیتال امروز، از عکس های باکیفیت تا پیام های متنی، روی ایده های مردی بنا شد که از شهرت فرار می کرد. یک عکس چندمگاپیکسلی، صدای خواننده ای در اسپاتیفای، پیامی در تلگرام و فیلمی با وضوح 4K در ظاهر هیچ شباهتی به هم ندارند؛ اما وقتی چندلایه پایین تر می روید، این تفاوت ها رنگ می بازند و به دنباله ای از صفرها و یک ها تبدیل می شوند. به گزارش زومیت، امروز این ایده آن قدر بدیهی به نظر می رسد که به سختی می توان جهان ارتباطات متفاوتی را تصور کرد؛ ولی کمتر از یک قرن پیش، ریاضیات، مدارهای الکتریکی و ارتباطات هرکدام قلمرو جداگانه ای داشتند و هنوز کسی چارچوبی عمومی برای پیوندزدن آن ها پیدا نکرده بود. کلود شانون چنین پیوندی را در دو مرحله ساخت. چرا می توان صدا، تصویر و متن را به زبانی مشترک ترجمه کرد؟ شانون هرگز قصد نداشت دنیای دیجیتال را خلق کند. او در هر مرحله فقط سراغ مسئله ای رفت که سر راهش سبز می شد و حل هر مسئله او را به کشف بعدی کشاند. خانه تکانی در مغز مکانیکی: پایان عصر چرخ دنده ها سال 1936، کلود شانونِ بیست ساله مدرکش را از دانشگاه میشیگان گرفت و در همان روزها چشمش به آگهی کوچکی افتاد. MIT دنبال کسی می گشت که با ماشینی شبیه به یک مغز مکانیکی کار کند. برچسب ها: ارتباطات - امروز - دیجیتال - ایده - جهان - پیام - تفاوت |
آخرین اخبار سرویس: |