
ما و نوای موسیقی خیابانیشهر نیازمند موسیقی و نوای خوش است اما این نوای خوش فقط از گلوی خواننده و سیم گیتار و تار بیرون نمی زند. به قوانین درست و درمان، احترام به حق و حقوق نوازنده و عابر پیاده، شناخت مسوولیت ها و حقوق هر دو طرف اجراکننده و نیوشنده نیاز است عصر ایران؛ مهدی مالمیر- چند روز پیش نگارندهٔ این خطوط سر و مغز پکرش را داشت از دهانهٔ بلعندهٔ ایستگاه مترویی در تهران بیرون می آورد که هیبت جوان شاخ شمشادی نظرش را جلب کرد. جوان گیتاری در دست داشت و تصنیف قدیمی یی می خواند با مضمون اندوه جدایی دل داده از دل دار. الحق و الانصاف چیره دست بود. رقص دستانش بر روی پرده های گیتار نظر گیر بود و زخمه هایی قدرت مند بر سیم های گیتار می نواخت. ساعت هفت صبح آن هم دمِ مترو و مردمی شتاب زده و سر در گریبان به تنها چیزی که می اندیشند، به موقع رسیدن به محل کار و بارشان است و این پرسش را در ذهن نیرو می بخشید که چرا جوانی هنرمند، نه تصنیف خوبی برای صبح علی الطلوع برگزیده نه جای مناسبی را برای هنرنمایی؟! غمِ درونی نگارنده با آواز حزین جوان بیشتر شد. شاید بی جهت نبود که هنوز کلاه جوان خالی بود و چیزی دشت نکرده بود. هر چند که چراغ اول را خود نگارنده در حد توان روشن کرد! باری، به نظر نمی آمدحرفه ای این کار باشد و انگار فشار خرد کنندهٔ مالی او را به این کار واداشته بود. برچسب ها: تار - نوای - موسیقی - حق و حقوق - بیرون - خواننده - نیازمند |
آخرین اخبار سرویس: |