
ققنوس؛ هنر برخاستن یا بی هراسی از ویرانی؟ققنوس اگر قرار است همچنان برای ما معنا داشته باشد، باید یادآور امید در دل ناگزیری باشد، نه مجوزی برای تبدیل ناگزیری به انتخاب. هنر یک تمدن فقط آن نیست که پس از هر فاجعه دوباره خود را بسازد؛ - در این نیز هست که بیاموزد چگونه از تکرار فاجعه جلوگیری کند. عصر ایران ؛ احمد آمانی ـ جواد مجابی در منظومه بر بام بَم ، سرنوشت ارگ بم را به سرنوشت تاریخی و روحی ایرانیان پیوند می زند؛ بنایی که بارها ویران شده و دوباره سر برآورده است. او در گفت وگویی درباره این منظومه، ارگ بم را مظهر سرنوشت ملتی می داند که بارها مصیبت دیده، اما بارها از دل مصائب، شکست ها و فروریختن ها قد کشیده است. آنجا که می پرسد این کیست، این که می پاید، می فرساید ، پاسخ را در معماری دوباره شدن و ساخته شدن جست وجو می کند؛ در نیرویی که از دل ویرانی، امکان ساختن را بیرون می کشد. این تصویر، به ویژه در تاریخ ایران، آشنا و ریشه دار است. سرزمینی که بارها آماج هجوم بیگانگان قرار گرفته، شهرهایش ویران شده، مردمانش کشته یا آواره شده اند و با این همه، زندگی در آن از حرکت بازنمانده است؛ چنین ذهنی با این عقبه تاریخی، ناگزیر به اسطوره ای برای توضیح این تداوم نیاز دارد. ققنوس، پرنده ای که ریشه های اسطوره ای آن را در مصر باستان و روایت های شکل گرفته در جهان یونانی ـ رومی می توان پی گرفتØ برچسب ها: سرنوشت - ایران - منظومه - ارگ بم - ققنوس - فاجعه - تاریخ |
آخرین اخبار سرویس: |