
از یک رستوران کوچک تا شکوه تمدن ایران…غافلگیریِ وجود چند جلد کتاب فاخر در گوشه هایی از رستوران و بر روی میز غذاخوری مان، چنان بود که شوک ناشی از قیمت ها ــ این پدیده فراگیر و تلخ روزگار ما ــ را به حاشیه راند و ناگهان چشمم به کتاب ها افتاد؛ و چه صحنه ی دلپذیری! عصرایران؛ عباس خامه یار- بالاخره ، غروب روز گذشته، جمعه 24 مهرماه، فرصتی دست داد تا از نوین کارت سازمانی ام استفاده کنم. جست وجویی در اینترنت کردم و همراه اعضای خانواده ام ، راهی نزدیک ترین رستوران به خانه مان شدم؛ رستورانی کوچک، جمع وجور و آرامش بخش که گمان می کردم قرار است تنها مکانی برای صرف شام و اندکی آسودن از خستگی روز های یک هفته باشد. اما گاهی درست در دل همین لحظه های معمولی زندگی، اتفاقی کوچک، پنجره ای بزرگ به روی اندیشه و خاطره می گشاید؛ اتفاقی که رشته های ذهن را از امروز به دیروز و از یک تجربه ساده به تأملی عمیق درباره تاریخ، هویت و سرنوشت یک ملت پیوند می زند. غافلگیریِ وجود چند جلد کتاب فاخر در گوشه هایی از رستوران و بر روی میز غذاخوری مان، چنان بود که شوک ناشی از قیمت ها ــ این پدیده فراگیر و تلخ روزگار ما ــ را به حاشیه راند و ناگهان چشمم به کتاب ها افتاد؛ و چه صحنه ی دلپذیری! گویی فرهنگ، برای لحظاتی هم که شده، توانسته بود از سنگینی کارها پیشی بگیرد و روح را از روزمرگی برهاند. برچسب ها: رستوران - کتاب - غذاخوری - قیمت ها - اعضای خانواده - روز - ناگهان |
آخرین اخبار سرویس: |