
عاقبت شوم شوخی با مرگ/ از جلال آل احمد تا لیلی گلستان(+صدا)وقتی به طبقه دوم رفتند دیدند در همان اتاقی که شب پسر بیچاره به قتل رسیده بود مادر خود را حلق آویز کرده است. - عصر ایران ؛ علی نجومی ــ زمانی در حدود 80 سال پیش / مسافرخانه ای کوچک و رو به زوال در قلب چک و اسلواکی سابق. تقریبا یک ساعتی می شود که زن پیر و دخترش که صاحبان مسافرخانه هستند مشغول همفکری هستند. دری به تخته خورده است و بعد از مدتی نزدیک 2 ماه مسافری به نزدشان آمده است. پادکست را این جا بشنوید از وقتی این اتوبان لعنتی شماره 44 را کشیدند و جاده قدیم از رونق افتاد این مسافرخانه هم شده بود عین خانه ارواح. اما به هر جان کندنی بود این مادر و دختر چراغش را روشن نگاه داشته بودند آخر کار دیگری بلد نبودند. اما حالا انگاری بخت بهشون رو کرده بود و طالعشان مشعشع شده بود. این مادر و دختر معتقد بودند زندگی خیلی در گذشته به آن ها سخت گرفته و عدالت در حق آن ها رعایت نشده است پس حالا وقت آن رسیده که دستی بجنبانند و سرنوشت خود را تغییر دهند. اما این روزنه امید آن ها از کجا پیدایش شده بود؟ یادتون می آید که گفتم بعد از مدت ها سوت و کور بودن یک مسافر بالاخره معلوم نبود راهش را گم کرده یا چی که گذرش به این مسافر خانه افتاده بود. این مسافر مردی بود حدودا 40 ساله که سال هاست به ادعای خودش یک تاجر منسوجات است و خیلی از جاهای دنیا را دیده است و حالا هم برچسب ها: مادر و دختر - خانه - دختر - مادر - جلال آل احمد - حلق آویز - اسلواکی |
آخرین اخبار سرویس: |