
بازخوانی تاریخ/راز بقای کرمان، شاهرود و بیرجند در سیاه ترین قحطی تاریخ ایران!نان، آن سال، رنگ خاک داشت. گندم را با خاک رس مخلوط می کردند تا به قیمت جان، شکم را سیر کند! آسمانی که سه سال بود نمی بارید. کوچه ها پر بود از کسانی که راه می رفتند بی آنکه بروند جایی؛ - وجه مشترک جامعه شناختی: دو مسیر به سوی یک نتیجه از منظر تحلیل تاریخی-اجتماعی، آنچه این سه شهر را در کنار هم قرار می دهد نه یک علت واحد، بلکه غیاب مشترک یک چیز است: فروپاشی هم زمانِ حکمرانی و دسترسی. در بیشتر مناطق قحطی زده — اصفهان، یزد، همدان، زنجان، مشهد — هر دو عامل هم زمان از کار افتادند: هم راه های ارتباطی و بازار غله دچار اختلال بود، و هم حاکمان محلی یا از عهدهٔ مدیریت بحران برنمی آمدند یا خود در صف محتکران قرار می گرفتند. در شاهرود، دست کم یک متغیر (دسترسی جغرافیایی) سالم ماند. در کرمان و بیرجند، متغیر دیگر (کیفیت و تداوم حکمرانی محلی) نجات بخش بود. از زاویهٔ مردم شناسی تاریخی نیز نکته ای قابل تأمل وجود دارد: هر دو الگوی حکمرانی نجات بخش نمونه هایی از ساختار قدرت محلی نیمه موروثی در حاشیهٔ شرقی و جنوب شرقی ایران قاجارند، جایی که به دلیل فاصلهٔ زیاد از تهران، ادغام سیاسی این مناطق در حکومت قاجار محدود بود و قاجار ها این قلمرو ها را از طریق سازوکاری مبتنی بر روابط فردی و مذاکرهٔ محتاطانهٔ قدرت میان یک حاکم منصوب از مرکز و نخبگان محلی اد برچسب ها: تاریخ - حکمرانی - شاهرود - بیرجند - مدیریت بحران - کرمان - مشترک |
آخرین اخبار سرویس: |