مطالب مرتبط:
اختلاف فرزند ارشد ترامپ با پدرش در موضوع ایران
اختلاف فرزند ارشد ترامپ با پدرش در موضوع ایران
اعزام 184 مادر و فرزند یتیم خراسان شمالی به کربلا
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
چهارشنبه، 29 مهر 1405 ساعت 16:402026-10-21اجتماعي

فرزند حافظ!


حافظ قرن هاست که در خاک آرمیده، اما کلماتش هنوز میان مردم راه می روند؛ از خانه ای به خانه ی دیگر، از دستی به دستی دیگر.

گاهی در مجلسی باشکوه خوانده می شوند و گاهی در گوشه ی خیابان، نان شب کودکی را فراهم می کنند.

وارد کتاب خوب شد و گفت: عمو، یه فال بخر.

گفتم: چند؟ گفت: هرچه خودت گفتی.

گفتم: ده هزار تومن خوبه؟ گفت: باشه، ده هزار تومن.

دسته ی فال ها را گرفت طرفم.

یکی برداشتم و پنجاه هزار تومان دادم دستش.

دست های هفت هشت ساله اش خشک و ترک خورده بود؛ انگار دست های یک پیرمرد هفتاد، هشتادساله باشد، نه دست های کودکی که باید هنوز بوی بازی و شیطنت بدهد.

از جیب عقب شلوارش یک کیف پول بیرون کشید.

چنان با ژست مردانه دست به جیب شد که دلم برایش رفت.

چند اسکناس ده هزارتومانی را با ادب و نزاکت گرفت طرفم.

گفتم: نمی خوام عمو! گفت: حرف زدیم.

و چنان گفت که انگار می خواست بگوید: مَرده و حرفش! گفتم: پس چهارتای دیگه برمی دارم.

با این شرط قبول کرد.

با لذت، حرکات و طرز ایستادن مردانه اش را نگاه می کردم.

پنجاه تومانی اش را گذاشت وسط کیف پول مشکی اش.

چشمم به قاب تلقی کیف پول افتاد؛ عکس یک زن و مرد کنار هم بود.

حدس زدم پدر و مادرش باشند.

پرسیدم: حافظ رو می شناسی؟ گفت: خیلی نه، یه شاعره که قبرش تو شیرازه، اما انگار پدرمه.


برچسب ها: دست - دستی - گاهی - خانه - هزار - باشکوه - حافظ
آخرین اخبار سرویس:

فرزند حافظ!

فرزند حافظ!