مطالب مرتبط:
پیام تسلیت خانه کارگر و کانون بازنشستگان استان مازندران در پی درگذشت مرحوم احمد ناطق نوری
احمد ناطق نوری کیست؟ | مردی میان رینگ بوکس و پارلمان
پیام تسلیت محمد شریعتمداری در پی درگذشت احمد ناطق نوری
اکران مستند شهید «محمد امین احمد حاجی» در تربت حیدریه
حاجی بابایی درگذشت احمد ناطق نوری را تسلیت گفت
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
یکشنبه، 5 مهر 1405 ساعت 12:352026-09-27اجتماعي

رسم عاشقی در خانه آجری/ احمد شاملو و آیدا


لیوان  چای دختر را شاعر به دستش داد و خودش را معرفی کرد: من احمد شاملو هستم.

- عصر ایران ؛ علی نجومی ــ 14 فروردین بود اولین روز کاری بعد از تعطیلات.

هیاهوی جمعیت به خیابان های تهران بازگشته بود هوا هنوز کمی سرد بود و لباس های  رنگارنگ زمستانی بر تن تهرونی ها خودنمایی می کرد.

شاعر دل شکسته از پنجره اتاق رو به کوچه شاهد زنده شدن دوباره شهر بود.

ولی او سگرمه هایش در هم بود.

2 سال بود از طوسی خانوم حایری جدا شده بود.

تصور می کرد این جدایی را خیلی زود فراموش خواهد کرد  اما این طور نشده بود.

آدم ها به زندگی اش می آمدند و می رفتند اما علی رغم رفتن شان، ردی برای همیشه بر جان و روح شاعر می گذاشتند.

ردی که معمولا با سنگینی بار خاطر رو به رو بود.

این تقصیر شاعر نبود که روحش حساس بود و دل شکستگی ها بیشتر به یادش می ماند.

در این ایام دو هفته ای تعطیلات، از خلوتی خیابان ویلا و محله شان کمال استفاده را برده بود و با آن قد بلند سرو مانند قدم به قدم رفته بود و رفته بود تا شاید دوباره برای دمی و لحظه ای ایده ای و الهامی به او روی نشان دهد.

اما نه .

ایام برزخ سترون بودن سر پایان نداشت.

احمد شاملو اما بالاخره دل را به دریا زد و با خود  گفت خدا را چه دیدی شاید امروز روز پایان بدبختی های من است.


برچسب ها: احمد شاملو - شاعر - خیابان های تهران - خیابان - کرد - خیابان ویلا - شاملو
آخرین اخبار سرویس:

رسم عاشقی در خانه آجری/ احمد شاملو و آیدا

رسم عاشقی در خانه آجری/ احمد شاملو و آیدا