
آخرین صبح در کنار سُنار؛ روایت یک مادر پس از حادثه مدرسه میناببرای مادر سُنار، صبح حادثه با یک گفتگوی ساده درباره مهمانی آغاز شد و با صدای انفجار، دویدن به سمت مدرسه و ساعت ها جستجو برای یافتن دخترش ادامه یافت. - آخرین صبح در کنار سُنار؛ روایتی از یک مادر پس از حادثه مدرسه میناب رشت- برای مادر سُنار، صبح حادثه با یک گفتگوی ساده درباره مهمانی آغاز شد و با صدای انفجار، دویدن به سمت مدرسه و ساعت ها جستجو برای یافتن دخترش ادامه یافت. خبرگزاری مهر، گروه استان ها- هما اکبری: آغاز سال تحصیلی برای بسیاری از خانواده ها با خرید کیف و دفتر، شوق رفتن به مدرسه و چشم انتظاری برای بازگشت فرزندان همراه است، اما برای خانواده شهدای مدرسه میناب، سال تحصیلی جدید با خاطراتی تلخ از روزی آغاز شده که کودکانشان میان کلاس و نیمکت مدرسه جان باختند. خانواده های که امروز در گیلان حضور دارند، روایت آن روز را از زاویه ای متفاوت بازگو می کنند؛ از آخرین تماس مدرسه، صدای انفجار، دویدن مادران به سمت مدرسه، جست وجو میان آوار و لحظاتی که شناسایی فرزندانشان گاه از روی تکه ای لباس یا رنگ جوراب انجام می شد. در میان این روایت ها، مادر شهیده سُنار سالاری، همسر شهید حمید سالاری، از دختری می گوید که حافظ قرآن بود، در مسابقات قرآنی شرکت می کرد و آخرین بار با شوق آماده شدن برای یک مهمانی، از درست کردن دسر برای مادرش گفت. برچسب ها: مدرسه - خانواده - حادثه - سال تحصیلی - خانواده ها - آغاز - مادر |
آخرین اخبار سرویس: |