مطالب مرتبط:
من و همسرم خواستیم سه تایی بمیریم؛ روایت تکان دهنده مادران دارای فرزند اوتیسم
ویترین روزنامه ها/ روایت «شرق» از زندگی قربانیان اسیدپاشی پس از سال ها حادثه/گزارش «اعتماد» از هزینه های سنگین درمان و کمبود حمایت از خانواده های اُتیسم
از دغدغه های اقتصادی تا دفاع از ایران؛روایت 205شب میدان داری گرگانی ها
هفتمین روز هفته فرهنگی دماوند؛ روایت فرهنگ و هویت
روایت های متناقض درباره مرگ حبیب الله سالارزهی؛ چه بر سر رییس پارک علم و فناوری زاهدان آمد؟
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
چهارشنبه، 1 مهر 1405 ساعت 10:152026-09-23پزشكي

«من و همسرم خواستیم سه تایی بمیریم»/ روایت مادرانی که در محاصره اُتیسم مانده اند


این گزارش داستان تلخ تعدادی از مادران دارای فرزند اُتیسم است که از بد حادثه به بیماری سرطان هم مبتلا شده اند، زندگی سختی که به تنهایی قادر به ادامه آن نیستند و فریادرسی هم ندارند.

- من و همسرم خواستیم سه تایی بمیریم / روایت مادرانی که در محاصره اُتیسم مانده اند این گزارش داستان تلخ تعدادی از مادران دارای فرزند اُتیسم است که از بد حادثه به بیماری سرطان هم مبتلا شده اند، زندگی سختی که به تنهایی قادر به ادامه آن نیستند و فریادرسی هم ندارند.

  افراد دارای معلولیت و خانواده های آن ها انتقاداتی جدی را به عملکرد سازمان بهزیستی وارد می کنند.

به گفته آن ها این سازمان از انجام کامل وظیفه قانونی خود نسبت به پرداخت حق پرستاری به معلولان شدید و خیلی شدید سرباز می زند به نحوی که حدود نیمی از این جمعیت مدت ها است که پشت نوبت دریافت هزینه حق پرستاری جا مانده اند.

در این بین اما خانواده های دارای فرزند اُتیسم شرایط ناگوارتری دارند.

به گزارش اعتماد، آن ها توضیح می دهند که هزینه خدمات مورد نیاز فرزندان آن ها مانند کاردرمانی، گفتار درمانی، مشاوره و… بسیار گران است اما سازمان بهزیستی در این زمینه هیچ کمکی به آن ها نمی کند.

جنگ بدفرجامی که خانواده های دارای فرزند اُتیسم در آن گیر افتاده اند، باعث می شود که یکایک آن ها نیازمند بهره گیری از خدم


برچسب ها: مادران - بیماری سرطان - حق پرستاری - زند - پرستاری - سازمان بهزیستی - محاصره
آخرین اخبار سرویس:

«من و همسرم خواستیم سه تایی بمیریم»/ روایت مادرانی که در محاصره اُتیسم مانده اند

«من و همسرم خواستیم سه تایی بمیریم»/ روایت مادرانی که در محاصره اُتیسم مانده اند