
دیدار در دوشنبهکتاب نزدیک به 330 صفحه است. روایت با ارواحی آغاز می شود که در مرده شوی خانه در انتظارند تا مگر لباس سپیدی که آن عروس نیست و عطری که خوشایند نیست و کافور است را بر تن کنند؛ - به گزارش تابناک؛ زیستن هماره با غافلگیری همراه است و غریب آنکه آدم باز غافل می شود و می خواهد راه های هزار بار رفته را برود و یوسف را به یک ننگ خانه نشین کند. سفری پیش آمد تا دیار تاجیکستان؛ همیشه خواسته ام تا زائر باشم و نه مسافر. سنگ ها و ستون ها اگر حکایت از آدم ها نکنند و قصه و غصه شان را نگویند، برایم به اندازه یک قاب یادگاری هم ارزش ندارند که آدم حرمت زمین است و کلمه، ممد حیات. کنار کاخ نوروزِ دوشنبه، بانویی را دیدم با نگاهی عمیق و غمی به حرمت و عمق یک اقیانوس بی قایق؛ سیمایش به ایرانیان اصیل می مانست. در او اشرافیت و نیز نجابتی از دل سالیان گذشته را می شد با کمی دقت دریافت و کلامش انگار با کلمه همدم بود. دانستم خانم الهام حیدری، رمان نویس و مترجم ایرانی است؛ و کجا برای یک عاشقِ کلمه و معتکفِ کرشمه ی ادبیات و انسان، بهتر از دوشنبه؟ جایی که لاهوتی را پناه داد و هر آدمِ کلمه باز و بی تابِ جوی مولیان و موی مه رخان را هم گشاده دستانه می پذیرد. از رمانش گفت و جانی که با کلمات تپیده تا حکایتی از عشق و جنون و جانبازی انسان کند؛ و از نمِ اشکی که برای قهرمانش بر کاغذ برچسب ها: دوشنبه - آدم - رمان نویس - خانه نشین - کلمه - حرمت - غافلگیری |
آخرین اخبار سرویس: |