مطالب مرتبط:
سیدعلی صالحی: دخترهایم را دیدم که کشته شدند! با چه جرأتی بچه های ما را زدند؟
سیدعلی صالحی: دخترهایم را دیدم که کشته شدند!
سیدعلی صالحی: دخترهایم را دیدم که کشته شدند!
سیدعلی صالحی: دخترهایم را دیدم که کشته شدند؛ تا ابد گر می گیرم
سیدعلی صالحی: تا ابد گر می گیرم
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
سه شنبه، 21 مهر 1405 ساعت 15:152026-10-13بين الملل

سیدعلی صالحی شاعر: دخترهایم را دیدم که کشته شدند! با چه جرأتی بچه های ما را زدند؟


سیدعلی صالحی با اشاره به بمباران مدرسه شجره طیبه میناب می گوید: با چه جرأتی بچه های ما را زدند؟ تا ابد گر می گیرم.

- سیدعلی صالحی با اشاره به بمباران مدرسه شجره طیبه میناب می گوید: با چه جرأتی بچه های ما را زدند؟ تا ابد گر می گیرم.

سیدعلی صالحی، شاعر پیشکسوت با حضور در ایسنا از خاطرات خود می گوید؛ از دوران کودکی، مهاجرت از مسجدسلیمان و آمدن به تهران، یک عمر شاعری و جنگ.

او در بخشی از گفت وگویش با ایسنا، درباره مواجهه اش با جنگ هایی که علیه ایران صورت گرفته می گوید.

درباره جنگ عراق علیه ایران و اینکه بر او در آن زمان چه گذشت، می گوید: آن زمان وقتی آن هیولا و شیطان هولناک، که به باور من عرب هم نبود، آن تکریتی در مرز ایران و خرمشهر کشتار می کرد و حتی گلوله هم خرج مدافع و ایرانی ها نمی کرد، با دست بسته آن ها را به رودخانه می انداخت.

من که خوزستانی بودم، اخبار درجه یک را از خانواده و دوستان می گرفتم و می دانستم که دارند می آیند.

به سرعت رفتم و توانستم خود را از اهواز به آبادان برسانم که خانواده برادرم را نجات دهم.

جالب این است در راه یکی از اقوام که با تراکتور هم می آمد، گفت: علی  کجا می روی؟ گفتم: فریدون و خانواده اش.

گفت: آن ها به مسجدسلیمان رفتند، برگرد.


برچسب ها: سیدعلی صالحی - سیدعلی - صالحی - ایران - علیه ایران - بمباران - شاعر
آخرین اخبار سرویس:

سیدعلی صالحی شاعر: دخترهایم را دیدم که کشته شدند! با چه جرأتی بچه های ما را زدند؟

سیدعلی صالحی شاعر: دخترهایم را دیدم که کشته شدند! با چه جرأتی بچه های ما را زدند؟