مطالب مرتبط:
خبر داغ آتش سوزی تخت جمشید تکذیب شد؛ اصل ماجرا چیست؟
آتش سوزی تخت جمشید تکذیب شد؛ ماجرا چه بود؟
ماجرای آتش سوزی تخت جمشید چه بود؟
آتش سوزی گسترده در شهرک صهیونیست نشین «گوش عتصیون»
فرار جنگنده های عربستان در پی آتش پدافند یمن
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
دوشنبه، 13 مهر 1405 ساعت 20:452026-10-05اقتصادي

سرنوشت تخت شاهی در شعله های آتش


صدا از بالای سرشان می آمد چشم که انداختند شمایل سفید رنگی را دیدند که بر لب بام خانه ای ایستاده.

- عصر ایران ؛ علی نجومی ــ چند ماهی بود در اصفهان همه جا حرف و سخن از پیرمردی عجیب و غریب بود.

شهرت داده بودند گذرش از هندوستان به اصفهان پایتخت ملک شاه سلجوقی افتاده است.

  بازار شایعات در مورد او داغ تر از گرمای سوزان تموز بود.

اهالی شهر می گفتند این پیرمرد که خود را حکیم می خواند.

صاحب کرامات خاصی است و خرق عادت و معجزه برایش به سهولت خوردن راحه الحلقوم است.

  پادکست را این جا بشنوید   اما واقعیت آن بود که در این چند ماه پیرمرد به احدی اجازه ورود به خانه اش را نداده بود.

تنها هم نشین و همدمش شاگردی بود به نام اسد.

اما بالاخره روزی فرا رسید که حکیم عادت خود را بشکست و مهمانی را به حضور پذیرفت.

مهمان در حضور حکیم آن چنان تکلم برایش دشوار بود که حکیم خود به سخن در آمد.

زین العابدین موتمن   ای اسد آیا می دانی این مرد بلند قامت و تکیده کیست و از برای چه رنگ بر رخساره ندارد؟ اسد هم به حرف درآمد: تصدقتان شوم شما که به زیر و بم روزگار و احوالات بنی آدم واقفید بفرمایید.

حکیم هم ادامه داد: ایشان طغماج خان هستند.

خواجه مقرب درگاه ترکان خاتون سوگلی ملکشاه سلجوقی.


برچسب ها: پیرمرد - حکیم - اصفهان - زین العابدین - شعله های آتش - مهمان - عجیب و غریب
آخرین اخبار سرویس:

سرنوشت تخت شاهی در شعله های آتش

سرنوشت تخت شاهی در شعله های آتش