مطالب مرتبط:
ناگفته هایی از زندگی شهید رجایی در قاب مستند «افسانه نیست»
تلاش برای بازسازی سرمایه اجتماعی؛ روایت یکسال مدیریت فرهنگی صالحی
روایت رهبر شهید انقلاب از نخست وزیری که شهید شد
فیلم/ عراقچی: هنر زبان ماندگار روایت فداکاری مردم ایران است
روایت تازه از روند انتخاب سیدمجتبی خامنه ای | عضو خبرگان: مخالفت رهبر شهید با انتخاب فرزندشان کذب است
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
یکشنبه، 8 شهریور 1405 ساعت 00:202026-08-29سياسي

روایت رجایی از رجایی


بعضی ها به این دنیا می آیند که بذر خوبی و نیکی ها را بکارند تا دیگران درو کنند.

اصلا همه وجودشان خیر است و برکت و رجایی یکی از آنها بود.

روایت او از زندگی اش به همان سادگی زیستش است.

- به گزارش خبرنگار جماران، هشتم شهریور ماه سال 60 بود که نفوذ ضربه محکم بعدی اش را به نظام جمهوری اسلامی زد و در آن واحد هم رییس جمهور و هم نخست وزیر را به شهادت رساند.

دو بازویی که عمر ریاست شان به یک ماه هم نمی رسید.

محمدعلی رجایی که پیش از این، پست نخست وزیری را عهده دار بود در معرفی خودش گفته است: من محمد علی رجایی در سال 1312 در قزوین در خانواده ای مذهبی متولد شدم.

پدرم شخصی پیشه ور بود و در بازار مغازه خرازی داشت.

در چهار سالگی او را از دست دادم و مسئولیت اداره زندگی ما به عهده مادر و برادرم افتاد، برادرم در آن موقع 13 سال داشت.

من، طبق معمول به دبستان می رفتم؛ درسم را ادامه داده تا موفق به اخذ مدرک ششم ابتدایی شدم.

بعد از آن به کار در بازار پرداختم و شاگردی را از مغازه دایی ام که خرازی بود، شروع کردم.

حدود 14 سال داشتم که قزوین را به قصد تهران ترک گفتم، در تهران، ابتدا در بازار آهن فروشان به شاگردی مشغول شدم و مدتی را هم به دستفروشی گذراندم.

بعد از مدتی دستفروشی، رفتم به تیمچه حاجب الدوله چند جایی شاگردی کردم و مجددا به دستفروشی پرداختم که مصادف شد با


برچسب ها: نخست وزیر - نظام جمهوری اسلامی - علی رجایی - محمدعلی رجایی - جمهوری اسلامی - ششم ابتدایی - جمهور
آخرین اخبار سرویس:

روایت رجایی از رجایی

روایت رجایی از رجایی