مطالب مرتبط:
تحریم هایی که با هدف ایجاد رنج گسترده برای مردم طراحی شده اند، می توانند جنایت جنگی باشند
درخواست خانواده شهدای لامرد از بازیگران سینما در انعکاس خبر جنایت دشمن
پشت پرده جنایت «پونک»؛ طمعی که به قیمت جان 5 نفر تمام شد
آمریکا نمی تواند از مسئولیت خود در قبال جنایت جنگی بگریزد
از سرافرازان مشهد تا بیرجند؛ پرونده سیاهی که با بازسازی صحنه جنایت بسته شد
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
شنبه، 28 شهریور 1405 ساعت 09:152026-09-19سياسي

رقابت عشقی بر سر مهسا به جنایت ختم شد


«پژمان برای درگیری آمده بود و یک قمه هم همراهش داشت.

من هم چاقویی را که داخل موتورسیکلتم بود برداشتم و برای دفاع از خودم به سمتش رفتم.

او قمه را به طرفم پرتاب کرد و در جریان درگیری، - به گزارش تابناک؛ ایران نوشت: زنگ مدرسه که به صدا درآمد، مهسا کیفش را روی دوشش انداخت و به همراه دو همکلاسی اش از مدرسه خارج شد.

چند قدمی از مدرسه فاصله نگرفته بود که المیرا با دست به آن سوی خیابان اشاره کرد و گفت: نگاه کن باز این پسره آمده اینجا.

گناه داره چرا اذیتش می کنی وقتی انقدر تو را دوست دارد، تو هم یک روی خوشی به او نشان بده.

امید مدت ها بود به مقابل مدرسه می آمد و مهسا را تا خانه اش بدرقه می کرد.

دو سه باری به او ابراز علاقه کرده بود، اما مهسا جوابی نداده بود.

بالاخره آن روز حرف های المیرا تأثیر خودش را گذاشت و مهسا که از امید خوشش آمده بود خجالت را کنار گذاشت و تصمیم گرفت با او صحبت کند.

بدین ترتیب ارتباط عاشقانه امید و مهسا از آن روز شروع شد.

با گذشت چند سال امید و مهسا دیگر به نامزد های جاودانه تبدیل شده بودند تقریباً همه می دانستند که آنها عاشق همدیگر هستند.

تا اینکه یک روز گرم تابستانی اتفاقی شوم رخ داد.

آن روز امید و مهسا با هم بودند که تلفن امید زنگ خورد ناگهان رنگش پرید و با عصبانیت و بدون آنکه حرفی به مهسا بزند از او جدا شد و رفت.


برچسب ها: مدرسه - کرد - درگیری - ابراز علاقه - همراه - زنگ مدرسه - امید
آخرین اخبار سرویس:

رقابت عشقی بر سر مهسا به جنایت ختم شد

رقابت عشقی بر سر مهسا به جنایت ختم شد