
گوشی را می شود پس گرفت؛ حرمت را نهفقیر شدن یک جامعه را می توان با آمار سنجید؛ با قیمت ها، درآمدها، بیکاری و سفره هایی که کوچک تر شده اند، اما برای سنجیدن میزان فقیر شدن یک جامعه از نظر اخلاقی، هیچ ترازویی وجود ندارد. عصر ایران؛ امیر صدرا صیام- ویدئوی سیاوش طهمورث را دیدم که از سرقت موبایلش می گفت؛ چند دقیقه ای بیشتر نبود، اما برای من ماجرا از همان جا دیگر دربارهٔ یک موبایل نبود. چیزی در این اتفاق اشت که آدم را وامی دارد مکث کند و از خود بپرسد: واقعاً چه چیزی از ما دزدیده شده است؟ گمان می کنم گاهی جامعه پیش از آنکه از نان خالی شود، از حرمت خالی می شود. زمانی در همین جامعه، حتی دزد هم برای خودش مرزی داشت؛ قانونی نانوشته، چیزی شبیه مرام، که می گفت همه چیز را نمی شود دزدید و به همه کس نمی شود دستبرد زد. بعضی آدم ها حرمت داشتند؛ نه لزوما به خاطر پول و قدرتشان، بلکه به خاطر چیزی که در طول زندگی ساخته بودند: اعتبار، خاطره، رنج، هنر، جوانمردی و حضوری که برای مردم معنا داشت. هنرمند حرمت داشت، ورزشکار حرمت داشت، پیرمرد حرمت داشت، معلم حرمت داشت و آدم شناخته شده، به صرف شناخته شدن، بخشی از سرمایه اخلاقی جامعه محسوب می شد. قصه هایی از گذشته شنیده ایم که شاید امروز بیشتر به افسانه شبیه باشند؛ مثلاً ماجرای سارقی که وقتی فهمید اتومبیلی را که دزدیده متعلق به تختی بوده، آن ر برچسب ها: جامعه - فقیر - کوچک تر - موبایل - بیکاری - سیاوش طهمورث - میزان |
آخرین اخبار سرویس: |