
از افشای بیماری جوانانه قوام تا غیب شدن کتاب های مجلس؛ سعید نفیسی (+صدا)حالا قوام نخست وزیر ایران است. او با کاردانی و تدبیر، در یک ماراتن نفس گیر و دیپلماتیک که حوصله اش از این بحث خارج است، کاری می کند تا قوای روس آذربایجان را ترک کنند. - مدتی از بازگشت کاروان سلطنتی ایران که می گذرد، احمدخان قوام به بیماری خاصی دچار می شود. اما هرچه می کند، طبیبی حاذق و معتمد نمی یابد تا این که روزی شاه قاجار بی مقدمه رو به قوام می کند و می گوید: التفات فرموده ایم که مدتی است جناب عالی دل مرده و مستأصل به نظر می آیید. رنگ رخسارتان نشان از ضعف بنیه می دهد. علت این ناخوشی چیست؟ قوام از توجه خاص شاه احساس غرور می کند، اما سربسته پاسخ می دهد: از بذل توجه ملوکانه سپاسگزارم. بله، مدتی است ناخوشم، اما طبیب مناسب حال خویش را نیافته ام. شاه پوزخندی می زند و با لهجه شیرین آذری، تشری به دبیر مخصوص خود می زند و می گوید: تا جایی که خاطرمان هست، امر کردیم از امکانات دربار مستفیض شوید. علی اکبرخان ناظم الاطبا، طبیب مخصوص، را دیدار کنید. صورت بی رنگ قوام گل می اندازد، اما بنده خدا نمی داند رفتن به محضر ناظم الاطبا همانا و رسوای عام و خاص شدن هم همانا. اما داستان چه بود؟ از مجموعه پادکست مشاهیر جاودانه ایران، پادکستی درباره ایران دفتری را این جا بشنوید احمدخان قوام خیلی زود امر مظفرالدین شاه را لبیک می گوید. برچسب ها: قوام - بیماری - ایران - سعید نفیسی - اما - شاه - دیپلماتیک |
آخرین اخبار سرویس: |