
چرا دکتر جواد کاشی ماتریالیست نشد؟من هابر را نه از حسین بشیریه، بلکه از جواد کاشی از او یاد گرفتم. البته، مثل بیشتر دانشجویان علوم سیاسی نسل ما، پیش تر هابر را خوانده بودم: وضع طبیعی، ترس و لویاتان را می شناختم. اما هابری که کاشی از او حرف می زد، هابر دیگری بود. خانه بی آب وبرق خدا در جریان جلسات سیاست گذاری مجله روایت ، کاشی گاهی طرحی از تاریخ اندیشه پیش می کشید که با روایت آشنای من فرق داشت. در یکی از همان بحث ها از هابرزی گفت که مسئله اش تأسیس دولت مدرن یا خروج از وضع طبیعی نبود. هابر کاشی هنوز نسبتی جدی با الهیات داشت؛ متفکری که برای ساختن سیاست جدید، تمام معماری جهان قدیم را ویران نکرده بود. این تصویر برای من تازه بود. کاشی می گفت اتفاق مهم فقط این نیست که خدا از جایگاه پیشین خود کنار می رود؛ باید دید بعد از رفتن خدا چه بر سر جای او می آید. در ساختمان جدید هنوز جایی برای یک قدرت برتر وجود دارد. لویاتان در فضایی می نشیند که معماری پیشین آن را برای امر برتر آماده کرده بود. هابر محتوای الهیات را کنار می زند، اما چیزی از صورت آن را با خود به سیاست مدرن می آورد. این نوع خواندن تاریخ اندیشه با شیوه معمول کاشی هم سازگار بود. در همان جلسات ممکن بود بحث هابر به لویناس برسد، از لویناس به ویتگنشتاین برود و دوباره به ایران برگردد. برچسب ها: کاشی - سید مجید حسینی - طبیعی - سیاست - روایت - مجید حسینی - علوم سیاسی |
آخرین اخبار سرویس: |