
ارتباط حسین یزدی با زن رهبر حزب توده چه بود؟ شاه ماهی ساواک در آلمان شرقی (+صدا)مدتی بعد به یک ساختمان 8 طبقه می رسند و با آسانسور بزرگ و جاداری به طبقه 5 می روند. راهروی نورگیر را که طی می کنند، به واحد شماره 503 می رسند؛ واحدی بدون هیچ تابلو یا عنوانی. وارد که می شوند، منشی آن ها را به داخل اتاقی هدایت می کند. در که باز می شود، وارد می شوند. حسین به سرعت سرهنگ عباس آیرملو را می شناسد؛ مسئول دفتر اروپایی ساواک. سرهنگ خوشامد می گوید و از او دعوت می کند که بنشیند. آن 2 نفر هم مرخص می شوند. سرهنگ شروع به صحبت می کند: ـ با سرمای برلین چه می کنید؟ حسین، بهت زده و در عین حال کنجکاو، خودش را کمی جمع وجور می کند و جواب می دهد: ـ دیگه بعد از 2 سال عادت کردم. سرهنگ می پرسد: ـ همه چیز به همین سرعت برای شما عادی می شود؟ حسین نمی داند چه جوابی بدهد. سرهنگ ادامه می دهد: ـ نگران نباشید، راهنمایی تان می کنم. مثلاً این برای شما عادی شده است که در جلسات با یک مشت فراری شرکت کنید، به اعلیحضرت شاهنشاه بد و بیراه بگویید و برای آینده کشور برنامه ریزی و توطئه کنید؟ حسین می گوید: ـ گمان نکنم در آلمان، برخلاف ایران، این کار جرم باشد. سرهنگ می گوید: ـ نه، حق با شماست، جرم نیست. اما آن عکس هایی که داخل پاکت جلویتان روی میز است چه طور؟ حسین تازه نگاهش به پاکت زردرنگ مقابلش می افتد. برچسب ها: سرهنگ - طبقه - آسانسور - ساختمان - واحد - حسین - شماره |
آخرین اخبار سرویس: |