
روایتی از چهار کودکی که به خانه برنگشتنداصفهان برای بسیاری از ساکنانش، جنگ را نه از پشت صفحه تلویزیون، که از لرزش پنجره ها، صدای انفجار و شب هایی تجربه کرد که خواب در آن ها معنای همیشگی خود را از دست داده بود. - به گزارش تابناک به نقل از فرارو؛ اصفهان برای بسیاری از ساکنانش، جنگ را نه از پشت صفحه تلویزیون، که از لرزش پنجره ها، صدای انفجار و شب هایی تجربه کرد که خواب در آن ها معنای همیشگی خود را از دست داده بود. با گسترش حمله ها به نقاط مختلف شهر، فاصله میان محل زندگی مردم و میدان جنگ کمتر شد. همیشه چیزی فراتر از یک شهر بوده است؛ نامی گره خورده با خاطره، زیبایی و زندگی. شهری که در سایه پل های تاریخی، میان نقش و نگار کاشی ها، در امتداد زاینده رود و در رفت وآمد روزمره مردمش، بخشی از روایت چند صدساله ایران را با خود حمل می کند. برای بسیاری، اصفهان همان نصف جهان است؛ شهری که گذشته و حال در آن کنار هم جریان دارند و زندگی سال ها در کنار میراثی ماندگار ادامه یافته است. اما روزهای حمله، تصویری دیگر از این شهر به جا گذاشت؛ تصویری دور از قاب های آشنای اصفهان. قصه این شهر اما فقط روایت انفجار و ویرانی نیست؛ روایت مردمی است که در دل روزهای پراضطراب، تلاش کردند دوباره به زندگی عادی برگردند. برچسب ها: اصفهان - زندگی - انفجار - شهر - پنجره - گذشته و حال - روایت |
آخرین اخبار سرویس: |