مطالب مرتبط:
میگ 29 اوکراینی یک پهپاد جت روسی را با توپ 30 میلیمتری سرنگون کرد
عکس| سفر در زمان؛ کارت پستالی با تصویر کلنل لیاخوف روسی و نظامیان روس
تعقیب پهپاد روسی با می اوکراینی: آخرش چه می شود؟
رهن و اجاره آپارتمان در سعادت آباد، ستارخان و پونک چند؟ + جدول قیمت
نسخه ارزان تر و ساده شده شاهد 136 ایرانی| پهپاد روسی «ژربرا» چیست؟
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
شنبه، 24 مرداد 1405 ساعت 21:302026-08-15سياسي

ماجرای ستارخان و طلاهای روسی (+صدا)


ستار با هوش ذاتی خود خیلی زود فهمیده بود که آن دو نفر در حال فرار هستند، اما از ترس گیر افتادن تصمیم گرفته اند در جایی پنهان شوند تا در موقع مقتضی به حسن آباد بازگردند.

- اما بالاخره باید به گونه ای خودش را ثابت می کرد تا دیگران بدانند خون خواهی برادرش را فراموش نکرده است.

با همین افکار کلنجار می رفت که چشمش به دو مرد هیکل دار و اسب سوار افتاد که به سویش می آمدند.

وقتی به کنارش رسیدند، نامش را پرسیدند و هنگامی که فهمیدند ستار، پسر حاج حسن است، خیالشان راحت شد.

از او خواستند اگر می تواند، آن ها را به جایی ببرد تا ساعتی استراحت کنند.

ستار ابتدا قصد داشت آن ها را به خانه خود ببرد، اما بعد دلش به این کار رضا نداد و آن ها را به باغ بزرگی به نام داش قاپی در بیرون شهر برد.

وقتی به آنجا رسیدند، آن دو سوار اسب هایشان را در باغ بستند و خودشان نیز به بالاخانه داخل باغ رفتند.

ستار هم همراهشان رفت.

این دو سوار، صمدخان و احمدخان، رؤسای خوانین حسن بیگلو بودند که قریه حسن آباد آذربایجان را در حکومت خود داشتند.

ستار با هوش ذاتی خود خیلی زود فهمیده بود که آن دو نفر در حال فرار هستند، اما از ترس گیر افتادن تصمیم گرفته اند در جایی پنهان شوند تا در موقع مقتضی به حسن آباد بازگردند.


برچسب ها: خود - باغ - اما - بالاخانه - خانه - حسن آباد - استراحت
آخرین اخبار سرویس:

ماجرای ستارخان و طلاهای روسی (+صدا)

ماجرای ستارخان و طلاهای روسی (+صدا)