
زیستن در سنگینی روزهااین روزها در هر خیابانی که بگذری، رد پای خشم را می بینی؛ خشم ساکت مردمی که مبلغ قبض برقشان بالاتر رفته، در سفره شان گوشت نیست و برای کرایه خانه مجبورند از فامیل قرض بگیرند. - این روزها در هر خیابانی که بگذری، رد پای خشم را می بینی؛ خشم ساکت مردمی که مبلغ قبض برقشان بالاتر رفته، در سفره شان گوشت نیست و برای کرایه خانه مجبورند از فامیل قرض بگیرند. روزنامه آگاه نوشت: آمارهای رسمی هم این را پنهان نمی کند: تورم نقطه به نقطه در برخی کالاهای اساسی از مرز 60 درصد گذشته و قدرت خرید دهک های میانی به یک سوم دهه قبل رسیده است. در چنین شرایطی، هر حرفی که بوی خوشبینی اجباری بدهد، نه فقط بی اثر، که اهانت آمیز است. اما اگر همین خیابان ها را کمی دقیق تر بنگری، تصویری پیچیده تر پیداست. در شلوغ ترین ساعات متروی تهران، مسافران با کیسه های خرید خالی از کالای گران، اما با چشمانی بیدار، به مقصدهای نامعلوم خود می روند. در میادین میوه فروشی، زنانی که هزینه هر کیلو سیب را با دقت یک حسابدار محاسبه می کنند، همچنان برای شب مهمانی چند عدد از همان سیب ها را برمی دارند. این دوگانگی - خشم از وضعیت و اصرار بر زیستن - سوالی است که نمی توان از کنارش گذشت: اگر فشار این چنین است، چرا هنوز، در عمل، جامعه از هم نپاشیده است؟ پاسخ را باید در میدان عمل جست وجو کرد، نه در شع برچسب ها: کرایه خانه - خیابان - تورم نقطه به نقطه - خیابانی - کالاهای اساسی - خشم - نقطه به نقطه |
آخرین اخبار سرویس: |