
روایت یک «زن صیاد» از جنگ جنوباز خلیج فارس تا دریای خزر؛ از مونس جنوب تا همدم شمال. حالا هر روز به این ساحل می آید و به صدای دریایی گوش می دهد که این روز ها همدمش شده است؛ - ماسه های این دریا هنوز برایش غریبه اند؛ آن برق و درخشش ساحل نقره ای هنگام را ندارند. اگر حالا اینجا، در شمال است، به خاطر جنگ است؛ وگرنه باید همین حالا روی قایقش نشسته باشد و قلاب صید روزانه اش را به آب انداخته باشد. به گزارش تابناک به نقل از عصرایران، نامش خدیجه است، اما به زبان محلی خَجو صدایش می کنند. اهل جنوب است؛ یکی از پانزده زن صیاد جزیره هنگام و از معدود زنان ماهیگیر خلیج فارس. نخستین بار او را در غرفه های جزیره هنگام دیدم. روزها در غرفه کار می کرد و نزدیک غروب، همراه مادرش به دل دریا می زد تا صید تازه ای داشته باشند. اما حالا او را در فریدون کنار دیدم؛ در کنار دریایی که هنوز برایش غریبه است. خودش می گوید: آنجا هر روز همه دور هم بودیم. به قول شما، به دل دریا می زدیم و به دریا می رفتیم. به بهانه غرفه، هر روز یکدیگر را می دیدیم. آن آزادی ای را که آنجا داشتیم، به نوعی در یک جا بند نمی شدیم؛ به بهانه دریا، خانواده، غرفه و جمع آوری صدف. ما آنجا بزرگ شدیم، اما در این شرایط، این دریای شمال هم رفیق ما شده است. برچسب ها: جزیره هنگام - دریا - خلیج فارس - روز - هنگام - جنوب - دریایی |
آخرین اخبار سرویس: |