
پدر واقعی شاهزاده انگلیس کیست؟ (+صدا)در ظاهر، ماجرا ختم به خیر شد، اما انگار این اتفاق تا همیشه مثل داغی بر پیشانی هری باقی ماند؛ این تصور که او درک درستی از مسائل ندارد، به عواقب کارهایش فکر نمی کند، - چشم هایم را باز کردم. پدرم، شاهزاده چارلز، بود. آمد، کنار تختم نشست و دستم را در دست گرفت. او چندان اهل ابراز محبت با نوازش نبود. همان لحظه مطمئن شدم اتفاقی افتاده است. البته همه این ها فقط ظرف چند ثانیه رخ داد. پرسیدم: چی شده، بابا؟ جواب داد: پسر عزیزم، مادرت تصادف کرده. انگار سقف اتاق روی سرم خراب شد. اشک در چشم هایم جمع شد. حالا دیگر بابا از جا بلند شده بود؛ انگار شدت احساسات از حد تحملش گذشته بود. پیش از آن که از اتاق بیرون برود، گفت: مامانت خیلی آسیب دیده. به سرش ضربه خورده و او را به بیمارستان منتقل کرده اند. چند دقیقه بعد، از رفت وآمدهای بیرون اتاق فهمیدم که بابا همه حقیقت را نگفته است. بله، پرنسس دایانا، مادرم، بر اثر تصادف در تونلی در پاریس دچار ضربه مغزی شده بود و جانش را از دست داده بود. و این، آغاز تیره روزی های من بود. از آن پس دیگر قرار نبود مادرم از من در برابر دنیایی که از آن می ترسیدم محافظت کند. بخشی که شنیدید، خلاصه ای از فصل آغازین کتاب خاطرات شاهزاده هری است؛ کتابی درباره زندگی شاهزاده هری، نوه ملکه الیزابت دوم و دومین فرزند چارلز، پادشاه بریتانیا، برچسب ها: شاهزاده - اتاق - بابا - بیرون - اتفاق - تصادف - ابراز محبت |
آخرین اخبار سرویس: |