
میان اشک و آفتاب…امسال، اربعین بیش از همیشه رنگ و بوی مقاومت و نشان از نخستین زائر، یعنی آقایِ شهیدِ ایران دارد. در طول مسیر، پرچم ها، تصاویر، دست نوشته ها و شعارهایی که زائران با خود حمل می کنند، - به گمانم از همان نخستین قدم که در این جاده گذاشتم، دیگر مسافر یک راه نبودم؛ گویی خودِ راه، مرا با خود می برد. هر چه پیش تر می رفتم، فاصله ام با دنیا کمتر و نزدیکی ام با آسمان بیشتر می شد. اینجا، اربعین تنها یک مراسم نیست؛ تپش مشترک میلیون ها دل است که از اقصی نقاط جهان، به یک قبله عشق می تپند. در این مسیر، زمین بوی آسمان گرفته است. جاده، زیر گام های میلیون ها زائر، به رودی خروشان از ایمان و محبت بدل شده؛ رودی که از دل روستاها و شهرها، از کوه ها و دشت ها می گذرد و سرانجام در دریای بی کران کربلا آرام می گیرد. من نیز قطره ای کوچک از این اقیانوس بی انتها هستم؛ قطره ای که هر قدمش، تمنای رسیدن است. هوای این راه، آمیخته با عطر خاک باران خورده، نان(صمون) تازه تنور و مهربانی مردمانی است که همه دارایی خود را بی دریغ نثار زائران حسین(ع) می کنند. کودکانی را می بینم که با دستان کوچکشان، لیوان آب را ملتمسانه چون گوهری گران بها به زائران تعارف می کنند؛ پیرزنانی که با قامتی خمیده، سفره ای از عشق می گسترانند؛ جوانانی که غبار جاده را می روبند تا مبادا قدمی از زائران، ر برچسب ها: میلیون ها - نخستین - میلیون - اربعین - آسمان - خود - راه |
آخرین اخبار سرویس: |