
مظلومیت اصفهان در جنگ رمضانجمعه گذشته راهی اصفهان شدم؛ اما این بار، اصفهان، آن هستی و مستی همیشگی را نداشت. مسجد و بازار، کاخ و میدان، هر یک راوی غربتی جانکاه بودند. کاشی های فیروزه ای زخم برداشته و عطر جادویی هل و زعفران از کوچه باغ هایش رخت بربسته بود. بغضی سنگین گلویم را می فشرد؛ زیرا اصفهان را رنجور و مجروح می یافتم. گنجینه بی بدیل فرهنگ، هنر، حکمت و تاریخ، در سکوتی تلخ فرو رفته بود؛ شهری که هویت ایرانیِ مسلمان را در متن زندگی روزمره مجسم می کرد؛ شهری که با خشت و آینه، کاشی و کلمه، میدان و مناره، بازار و باغ، حافظه تاریخی ایران را بازمی آفرید؛ شهری که هر کوچه اش فصلی از کتاب ایران و هر ستون و ایوانش سطری از دفتر تمدن این سرزمین بود، اینک خود سر در گریبان غربت داشت. آنچه در جنگ رمضان بر اصفهان رفت، صرفاً یک عملیات نظامی نبود. ده ها تن بمب و موشک بر شهری فرود آمد که با بیش از بیست ودو هزار اثر ملی، پس از مکه، از بزرگ ترین کانون های تمدنی جهان اسلام و از مهم ترین مراکز فرهنگ و هنر آسیا به شمار می رود. در این حملات، حتی ساختمان استانداری اصفهان نیز ویران شد؛ تنها استانداری کشور که هدف حمله ای گسترده و مستقیم قرار می گرفت. حجم خسارت های واردشده، از نظر مالی، حتی بیش از تهران برآورد می شد و این واقعیت، حقیقتی انکارناپذیر را آشکار می کرد: جنگ تحمیلی رمضان برچسب ها: اصفهان - شهری - ایران - پدرام پاک آیین - عملیات نظامی - حافظه تاریخی - زندگی روزمره |
آخرین اخبار سرویس: |