
خسی در میقات؛ روایت قدم هایی که به کربلا رسیدند«این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست / این چه شمعی است که جان ها همه پروانه اوست». پیاده روی اربعین صحنه تجلی این شعر محتشم کاشانی است که چگونه «حُبُّ الْحُسَیْنِ یَجْمَعُنَا» نه یک آرمان که واقعیتی باشکوه است و جمع شدن جهانیان زیر پرچم سیدالشهدا را به نمایش می گذارد. - /یادداشت/ خسی در میقات؛ روایت قدم هایی که به کربلا رسیدند خراسان رضوی (ایسنا) - این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست / این چه شمعی است که جان ها همه پروانه اوست . پیاده روی اربعین صحنه تجلی این شعر محتشم کاشانی است که چگونه حُبُّ الْحُسَیْنِ یَجْمَعُنَا نه یک آرمان که واقعیتی باشکوه است و جمع شدن جهانیان زیر پرچم سیدالشهدا را به نمایش می گذارد. حوالی ساعت دوازده شب، از گذرگاه مرزی شلمچه رد شدیم. نفس های اول عراق، بوی غبار میهن های دور را می داد، اما در بصره، این غبار تبدیل به عطر مهمانی شد. شهر خواب بود، اما موکب هایش بیدارتر از همیشه. دخترک هایی با چشمانی که از ذوق خدمت، برق ماهتاب داشتند، به زوار تازه رسیده می گفتند: هَلابیکُم یا زوّارَ الْحُسَیْن ؛ یعنی به جان حسین، خوش آمدید . وقتی زوار خسته، نان گرم را از دستان کوچکشان می گرفتند، گویی تمام خستگی مرز، در همان نگاه کودکانه حل می شد. برچسب ها: پیاده روی اربعین - محتشم کاشانی - سیدالشهدا - حسین کیست - پیاده روی - زیر پرچم - همه |
آخرین اخبار سرویس: |