
پایان شاهزاده؛ نیمار رفت، بی آنکه جام را لمس کندمت لایف، همان ورزشگاهی بود که نوجوانی هجده ساله برای نخستین بار پیراهن زرد برزیل را پوشید؛ حالا همان جا، مردی سی وچهارساله آخرین قدم هایش را برداشت. - مت لایف، همان ورزشگاهی بود که نوجوانی هجده ساله برای نخستین بار پیراهن زرد برزیل را پوشید؛ حالا همان جا، مردی سی وچهارساله آخرین قدم هایش را برداشت. فوتبال گاهی شاعر خوبی است. عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - گاهی فوتبال، بی رحم تر از زندگی است؛ برای پسری که قرار بود وارث پله باشد، اما سرنوشت فقط اجازه داد آخرین گلش را از روی نقطه پنالتی بزند و با چشمانی خیس، از پیراهن زرد خداحافظی کند. فوتبال حافظه عجیبی دارد. گل ها را به یاد می آورد، جام ها را قاب می گیرد، قهرمان ها را جاودانه می کند؛ اما شکست ها را نه. شکست ها را به صاحبانشان می سپارد تا تا آخر عمر با خود حمل کنند. امشب، آن شکست روی شانه های نیمار نشست. وقتی داور سوت پایان را زد، نتیجه فقط یک عدد نبود؛ برزیل یک، نروژ دو. آن سوت، پایان یک نسل بود. پایان رویایی که از سانتوس شروع شد، از بارسلونا عبور کرد، در پاریس زخمی شد، در ریاض پیر شد و دوباره به خانه برگشت؛ اما هرگز به چیزی که از او می خواستند نرسید. او قرار بود جام جهانی را ببرد. برچسب ها: فوتبال - پیراهن - همان - گاهی - آخرین - نوجوانی - نخستین |
آخرین اخبار سرویس: |