مطالب مرتبط:
آقای دولت! طاقت مردم در برابر گرانی ها دارد تمام می شود
فیلم/ نشست خبری آیین وداع، نماز و تشییع پیکر مطهر آقای شهیدان
آیین وداع، تشییع و تدفین رهبر شهید انقلاب با عنوان «بدرقه آقای شهید ایران» برگزار می شود + فیلم
نشست خبری آیین وداع نماز و تشییع پیکر آقای شهیدان
بدرقه آقای شهید ایران با نماد مشت گره کرده و شعار باید برخاست
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
سه شنبه، 2 تیر 1405 ساعت 08:452026-06-23حوادث

آقای پلیس! مرا به خاطر قتل هووی مادرم دستگیر کنید؛ دارم از عذاب وجدان می میرم


با اعترافات دختر جوان بررسی ها آغاز و مشخص شد چنین قتلی رخ داده و اوایل اسفند سال گذشته زن میانسالی در خانه اش به قتل رسیده و طلاهایش به سرقت رفته است.

- آقای پلیس! مرا به خاطر قتل هووی مادرم دستگیر کنید؛ دارم از عذاب وجدان می میرم با اعترافات دختر جوان بررسی ها آغاز و مشخص شد چنین قتلی رخ داده و اوایل اسفند سال گذشته زن میانسالی در خانه اش به قتل رسیده و طلاهایش به سرقت رفته است.

  روزنامه ایران نوشت: دو روز قبل دختر جوانی با مراجعه به یکی از کلانتری های کرج راز جنایتی را برملا کرد.

او گفت: سه سال قبل مادرم با مردی به نام هاشم آشنا شد و به عقد موقت او درآمد.

وضع مالی مان خوب نبود و هاشم از نظر مالی به ما کمک می کرد.

من در یک مرکز پزشکی کار می کنم.

اواخر سال گذشته هاشم به سراغم آمد و از من خواست تا همسر اولش را گوشمالی بدهم.

می گفت اول از مادرم مهری خواسته این کار را بکند اما او قبول نکرده، بنابراین از من کمک خواسته است.

هاشم به من گفت اگر این کار را انجام بدهم 500 میلیون تومان به من می دهد.

من که بشدت به پول نیاز داشتم قبول کردم.

اما از آنجا که به تنهایی نمی توانستم این کار را انجام دهم از احمد که بیمار مرکز ما بود و با او دوست بودم خواستم کمکم کند، هاشم کلید خانه اش را به من داد و گفت می توانید طلاهای همسرم را هم بردارید تا ماجرا سرقت به ن


برچسب ها: دختر جوان - عذاب وجدان - قتل - اعترافات - میانسالی - گذشته - روزنامه ایران
آخرین اخبار سرویس:

آقای پلیس! مرا به خاطر قتل هووی مادرم دستگیر کنید؛ دارم از عذاب وجدان می میرم

آقای پلیس! مرا به خاطر قتل هووی مادرم دستگیر کنید؛ دارم از عذاب وجدان می میرم